نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣١
است که از قبیل صفات فی نفسه اشیاء باشد ، و نه اعتباری و قراردادی است . اصل ارزش ناشی از مفید بودن است که منشأ و مبدأ تقاضا است به علاوه ندرت وجود ، ولی البته ندرت وجودی که مبدأش قابلیت تملک و انحصار باشد . و اما درجه ارزش ، یعنی بهاء و قیمت خاص ، بستگی دارد به مقدار تقاضا و مقدار ندرت و عدم ندرت ، یعنی در دسترس بودن و نبودن . کار ، در طول عرضه و در دسترس قرار دادن از یک طرف ، و مفید کردن و مورد تقاضا قرار دادن از طرف دیگر است ، نه در عرض آنها ، چنان که قبلا گذشت . و اما بحث دوم ، یعنی بحث ارزش اضافی . در گذشته گفتیم که اگر ثابت شود سرمایه داری مستلزم این است که کارفرما سودی را که صد در صد به کارگر تعلق دارد میبرد ، نمیتواند مشروع باشد . سوسیالیستها این مطلب را با برهان خاصی خواستهاند اثبات کنند . ( ما خود ، راه خاصی در آینده ذکر خواهیم کرد برای نامشروع بودن سرمایهداری ) . مطابق فرضیه سوسیالیستها اثبات این مطلب متوقف بر اثبات دو مطلب دیگر است : اول این که ارزش هر چیزی مساوی کاری است که در آن چیز صورت گرفته است . دوم این که ارزش اضافی که در سرمایهداری پدید میآید فقط و فقط ناشی از نیروی کارگر است ، افزار تولید دخالتی در اضافه ارزش ندارد . ما اصل اول را باطل شناختیم ، علیهذا احتیاجی به ابطال نظر مارکس در باب ارزش اضافی نداریم ، ولی فعلا بنا میگذاریم بر قبول اصل اول که آدام اسمیت و ریکاردو آن را ابداع کردند ، و مارکس از آنها پیروی کرد ، یعنی قبول میکنیم که ارزش هر چیز ناشی از کاری است که در آن صورت گرفته است ، و به مقدار کاری است