نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩
معادل مخارج کارگر باشد نه بیشتر . پس لازم میآید که قانون مفرغ عادلانه
باشد و کارفرما اضافه ارزش را به حق ببرد و کار ظالمانهای صورت نداده
باشد .
به طور کلی نظریه " ارزش = مقدار صرف انرژی از نظر تعادل مقادیر
واقعی کارها و استحقاقها برای بهرهها " یک نظریه ضد کارگری است .
در کتاب " تاریخ عقاید اقتصادی " تألیف لوئی بدن ، ترجمه دکتر
هوشنگ نهاوندی ، نظریه ارزش مارکس را انتقاد میکند به کمتر از
انتقاداتی که ما کردیم . اضافاتی که در آنجا هست یکی این است که میگوید
:
" عصاره نظریه مارکس این است که اساس ارزش تنها بر کار دستی نهاده
شده و تنها بازوی انسان ممکن است خلاق ارزش باشد ، نه اختراع تولید
ارزش میکند نه سازمان گذاری و نه مدیریت " [١] .
این بیان از نظر مولد ارزش بودن سازمان و مدیریت ، بیان تازهای است
، از آن نظر که با این که قبول کنیم که منشأ ارزش ، کار است ، باید
قبول کنیم که سازمان و همچنین مدیریت ، در ایجاد کار مؤثر است .
در صفحه ١٤٣ آن کتاب میگوید :
" کار به خودی خود به وجود آورنده ارزش نیست . یک تابلوی نقاشی
زننده نازیبای نا مأنوس ، ارزشی ندارد ولو آن که
[١] تاریخ عقاید اقتصادی ، ص . ١٤٢