نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩
ه . منشأ ارزش ، فقط کار است . میزان ارزش نیز بستگی دارد به مقدار کاری که روی اشیاء صورت میگیرد . این همان نظری است که آدام اسمیت و ریکاردو ابراز کردند و کارل مارکس نیز آن را انتخاب کرده است . بر این نظر نیز چند ایراد وارد است : اول این که اگر کار صد در صد منشأ ارزش است و ارزش در حقیقت عبارت است از مقدار کاری که روی یک کالا صورت میگیرد ، چرا و به چه علت عرضه و تقاضا در ارزش ، نوسان ایجاد میکند ؟ طرفداران " ارزش = کار " همین قدر میگویند : " نوسانات عرضه و تقاضا پیرامون سطح معینی رخ میدهد ، ولی هرگز خود آن سطح را تعیین نمینماید ، خود آن سطح را کار تعیین میکند " . در " اصول علم اقتصاد " نوشین ص ٢٣ پس از آن که تنظیم لا یشعر روابط کار را در اجتماع مبادلهای نقل و انتقاد میکند ، میگوید : " . . . در جریان این تنظیم که لا یشعر صورت میگیرد ، به ندرت اتفاق میافتد که بهای یک کالا به تحقیق مساوی ارزش آن کالا باشد . بدین طریق میبینیم که در اقتصاد مبتنی بر مبادله ، تعادلی که باید در روابط تولید برقرار باشد ( تعادل مقادیر کارها ) ، چون این تعادل در نتیجه مبادله کالاها ، با تنظیم لا یشعر برقرار میگردد ، پس این تعادل ابدا ثابت و تغییر ناپذیر نیست . . . " . این در حقیقت عذری است که در اینجا آورده شده است در مقابل اشکالی که بر اصل " ارزش = کار " وارد است . قبلا در خود این کتاب گفته شد که قوانین حاکم بر اقتصاد مانند قوانین طبیعی ،