نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦
ریال بگیرد . اما نام این ، ارزش اضافی نیست ، یعنی چنین نیست که چون کارفرما بخور و نمیر هنرمند را به او پرداخته است پس ارزش واقعی نیروی کار او را داده است و در این میان ارزش اضافی جوشیده است ، بلکه واقعا ارزش نیروی کار او معادل است با تمام قیمت آن اثر منهای بهای کاغذ و سایر لوازم و فعالیتهایی که در مقدمه و مؤخره این کار لازم است ، و اگر صاحب تابلو مالک کاغذ و سایر فعالیتها نباشد با مالک واقعی کاغذ و سایر لوازم و فعالیتها در این مولود و فرزند سهیم میباشد ، ولی البته سهم آنها مساوی نیست ، سهم هر کدام بستگی دارد به ارزش بازاری آنها و کاری که صرف آنها شده است ( چون مصنوع جمادی هستند ) ، و بستگی دارد به میزان دخالتی که در تکوین آن اثر از لحاظ علی و معلولی داشتهاند . ص ٢٧ : " باری بنا بدین مقدمه و استدلال ، این ارزش اضافی که کارگر در زمان کار اضافی ایجاد مینماید سرچشمه سود است " . از آنچه در بالا گفته شد پاسخ این مدعا روشن است . در صفحه ٥٨ تحت عنوان " سرمایه " میگوید : " ما میدانیم که نیروی کار به تنهایی در جریان تولید دخالت ندارد ، بلکه ابزار تولید ، مانند ماشینها ، بنای کارخانه ، مواد اولیه ، مواد کمکی نیز لازم است . . . ایجاد ارزش اضافی ممکن نمیگردد مگر به واسطه اتحاد و تشریک مساعی نیروی کار با وسائل تولید . . . ماشینها ، بنای کارخانه ، مواد اولیه ، و مواد کمکی را نمیتوان سرمایه نامید مگر به یک شرط و آن این است که این اشیاء برای ارزش اضافی و یا به عبارت دیگر