برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٦ - نقش اسلام در احياى ارزش مقام زن
ثابت گشتن (بر ايمان) متزلزل شود» (فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها).
زيان ديگر اين كه: «و به خاطر بازداشتن (مردم) از راه خدا، آثار سوء آن را بچشيد! و براى شما، عذاب عظيمى خواهد بود»! (وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَكُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ).
در حقيقت پيمان شكنيها و تخلف از سوگندها، از يك سو موجب بدبينى و تنفر مردم از آيين حق و پراكندگى صفوف و بىاعتمادى مىگردد، تا آنجا كه مردم رغبت به پذيرش اسلام نشان نمىدهند و اگر پيمانى با شما بستند خود را ملزم به وفاى به آن نمىدانند، و اين خود مايه ناراحتيهاى فراوان و شكست و تلخ كامى در دنياست.
و از سويى ديگر عذاب الهى را در سرايى ديگر، براى شما به ارمغان مىآورد.
(آيه ٩٥)
شأن نزول:
در مورد نزول اين آيه و دو آيه بعد نقل شده: مردى از اهالى «حضر موت» خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد عرض كرد: اى رسول خدا! همسايهاى به نام «امرؤ القيس» دارم كه قسمتى از زمين مرا غصب كرده است.
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امرؤ القيس را خواست و از او در اين زمينه سؤال كرد، او در پاسخ همه چيز را انكار نمود، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او پيشنهاد سوگند كرد.
به هنگامى كه امرؤ القيس برخواست تا سوگند ياد كند، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او مهلت داد- و فرمود: در اين باره بينديش و بعدا سوگند ياد كن.
آن دو بازگشتند و در اين حال، دو آيه اول نازل شد- و آنها را از سوگند دروغ و عواقب آن برحذر داشت.
هنگامى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين دو آيه را براى آنها خواند، امرؤ القيس گفت حق است، من قسمتى از زمين او را غصب كردهام، ولى نمىدانم چه مقدار بوده است؟
اكنون كه چنين است هر مقدار مىخواهد (و مىداند حق اوست) برگيرد، و معادل آن هم بر آن بيفزايد به خاطر استفادهاى كه در اين مدت از زمين او كردهام.
در اين هنگام آيه (٩٧) نازل شد- و به كسانى كه عمل صالح توأم با ايمان دارند بشارت «حيات طيّبه» داد.
تفسير:
در تعقيب آيات گذشته كه از زشتى پيمان شكنى و سوگند دروغ