برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣ - ذكر خدا چيست و چگونه است؟
«و بسيارى از رسولان پيش از تو نيز مورد استهزاء واقع شدند» (وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ).
ولى ما اين كافران را فورا مجازات نكرديم، «بلكه به آنها مهلت داديم» (فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا).
شايد بيدار شوند و به راه حق بازگردند و يا حد اقل اتمام حجت كافى بر آنها بشود. چرا كه اگر آنها بدكار و گنهكارند مهربانى خداوند و لطف و كرم و حكمت او جايى نرفته است! ولى به هر حال اين مهلت و تأخير به آن معنى نيست كه مجازات و كيفر آنان فراموش شود، لذا «پس (از اين مهلت) آنها را گرفتيم، ديدى مجازات من چگونه بود»؟! اين سرنوشت در انتظار قوم لجوج تو نيز هست (ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ).
(آيه ٣٣)- چگونه خدا را با بتها قرين مىسازيد؟! در اين آيه بار ديگر به بحث در باره توحيد و شرك باز مىگردد و مردم را با اين دليل روشن مخاطب مىسازد كه: «آيا كسى كه بالاى سر همه ايستاده (و حافظ و نگهبان و مراقب همه است) و اعمال همه را مىبيند» همچون كسى است كه هيچ يك از اين صفات را ندارد؟ (أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ).
سپس به عنوان تكميل بحث گذشته و مقدمهاى براى بحث آينده، مىفرمايد: «و آنها براى خدا شريكهايى قرار دادند» (وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ).
بلافاصله از چند طريق به آنها پاسخ مىدهد.
نخست مىگويد: «بگو: اين شريكها را نام ببريد» (قُلْ سَمُّوهُمْ).
يعنى چگونه يك عده موجودات بىنام و نشان و بىارزش و بىاثر را در رديف پروردگار قادر متعال قرار مىدهيد؟
دوم اين كه چگونه چنين شريكى وجود دارد كه خداوند كه به پندار شما شريك آنهاست از وجودشان هيچ گونه اطلاعى ندارد با اين كه علمش همه جهان را در برگرفته «آيا به او خبر مىدهيد از چيزى كه وجود آن را در زمين نمىداند» (أَمْ