برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥ - فضيلت تلاوت اين سوره
ولىّ و سرپرستى جز او خوددارى نماييد» (وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ).
اما چون آنها كه به تمام معنى در برابر حق تسليمند و از تذكرات، متذكر مىگردند كمند، در پايان آيه مىگويد: «كمتر متذكر مىشويد» (قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ).
از اين آيه ضمنا استفاده مىشود كه انسان بر سر دو راهى است، يا پذيرش ولايت و رهبرى خداوند، و يا داخل شدن در (ولايت) ديگران، اگر مسير اول را قبول كند، (ولىّ) او تنها خداست، اما اگر تحت ولايت ديگران قرار گيرد، هر روز بايد بار كسى را بر دوش گيرد و ارباب تازهاى انتخاب كند.
(آيه ٤)- اقوامى كه نابود شدند! اين آيه و آيه بعد در واقع «فهرستى» است، اجمالى از سرگذشت اقوام متعددى همچون قوم نوح و فرعون و عاد و ثمود و لوط كه بعدا خواهد آمد.
قرآن در اينجا به آنهايى كه از تعليمات انبياء سرپيچى مىكنند و به جاى اصلاح خويش و ديگران بذر فساد مىپاشند، شديدا اخطار مىكند كه نگاهى به زندگانى اقوام پيشين بيفكنيد و ببينيد «چقدر از شهرها و آباديها را ويران كرديم» و مردم فاسد آنها را به نابودى كشانيديم! (وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها).
سپس چگونگى هلاكت آنها را چنين تشريح مىكند: «عذاب دردناك ما، در دل شب (در ساعاتى كه در آرامش فرو رفته بودند) يا در وسط روز، به هنگامى كه پس از فعاليتهاى روزانه به استراحت پرداخته بودند به سراغ آنها آمد» (فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً أَوْ هُمْ قائِلُونَ).
(آيه ٥)- در اين آيه سخن را چنين ادامه مىدهد: «آنها به هنگامى كه در گرداب بلا گرفتار مىشدند و توفان مجازات، زندگيشان را درهم مىكوبيد (از مركب غرور و نخوت پياده شده) فرياد مىزدند: ما ستمگر بوديم» و اعتراف مىكردند كه ظلم و ستمهايشان دامانشان را گرفته است! (فَما كانَ دَعْواهُمْ إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا إِلَّا أَنْ قالُوا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ).
ولى اعترافى كه سودى به حال آنها نداشت، زيرا يك نوع اعتراف «اجبارى و اضطرارى» بود كه حتى مغرورترين افراد خود را از آن ناگزير مىبينند، و كمترين