برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧ - اكنون باز گرديم به تفسير آيه
نسبت بدهيم.
«تكفير سيئات» اشاره به آثار روانى و اجتماعى گناهان دارد كه در پرتو تقوا و پرهيزكارى از ميان مىرود، و «غفران» اشاره به مسأله عفو و بخشش خداوند و رهايى از مجازات است.
(آيه ٣٠)-
شأن نزول:
گروهى از قريش و اشراف مكّه از قبايل مختلف در «دار الندوه» (محل انعقاد جلسات مشورتى بزرگان مكّه) اجتماع كردند تا در باره خطرى كه از ناحيه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را تهديد مىكرد بينديشند.
(مىگويند) در اثناء راه پيرمرد خوش ظاهرى به آنها برخورد كرد كه در واقع همان شيطان بود (يا انسانى كه داراى روح و فكر شيطانى) از او پرسيدند كيستى؟ گفت: پيرمردى از اهل نجد هستم خواستم خيرخواهى خود را از شما دريغ ندارم.
گفتند: بسيار خوب داخل شو! او هم همراه آنها به دار الندوه وارد شد.
يكى از حاضران رو به جمعيت كرد و گفت: در باره اين مرد (اشاره به پيامبر اسلام) بايد فكرى كنيد، زيرا به خدا سوگند بيم آن مىرود كه بر شما پيروز گردد. يكى پيشنهاد كرد او را «حبس» كنيد تا در زندان جان بدهد ....
پير مرد نجدى اين نظر را ردّ كرد.
ديگرى گفت: او را از ميان خود بيرون كنيد تا از دست او راحت شويد.
پيرمرد نجدى گفت: به خدا سوگند اين هم عقيده درستى نيست.
«ابو جهل» گفت: من عقيدهاى دارم كه غير از آن را صحيح نمىدانم! گفتند: چه عقيدهاى؟ گفت: از هر قبيلهاى جوانى شجاع و شمشير زن را انتخاب مىكنيم و به دست هر يك شمشير برندهاى مىدهيم تا در فرصتى مناسب دسته جمعى به او حمله كنند.
پيرمرد نجدى (با خوشحالى) گفت: به خدا رأى صحيح همين است و اين پيشنهاد به اتفاق عموم پذيرفته شد.
جبرئيل فرود آمد و به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه شب را در بستر خويش نخوابد.