برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - اكنون باز گرديم به تفسير آيه
مجدّد) چنين كسى گرفتار غضب پروردگار خواهد شد» (وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ).
همان گونه كه مشاهده مىكنيم در اين آيه دو صورت از مسأله فرار، استثناء شده كه در ظاهر شكل فرار دارد اما در باطن شكل مبارزه و جهاد.
و در پايان آيه مىفرمايد: نه تنها فراركنندگان گرفتار خشم خدا مىشوند، بلكه «جايگاه آنها دوزخ و چه بد جايگاهى است» (وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ).
در ميان امتيازات فراوانى كه على عليه السّلام داشت و گاهى خودش به عنوان سرمشق براى ديگران به آن اشاره مىكند همين مسأله عدم فرار از ميدان جهاد است آنجا كه مىفرمايد: «فانّى لم افرّ من الزّحف قطّ و لم يبارزنى احد الّا سقيت الارض من دمه»!: «من هيچ گاه از برابر انبوه دشمن فرار نكردم (با اين كه در طول عمرم در ميدانهاى زياد شركت جستم) و هيچ كس در ميدان جنگ با من رو برو نشد مگر اين كه زمين را از خونش سيراب كردم».
(آيه ١٧)- سپس براى اين كه مسلمانان از پيروزى بدر مغرور نشوند و تنها بر نيروى جسمانى خودشان تكيه نكنند بلكه همواره دل و جان خود را به ياد خدا و مددهاى او گرم و روشن نگاه دارند مىگويد: «اين شما نبوديد كه دشمنان را در ميدان بدر كشتيد بلكه خداوند آنها را به قتل رساند» (فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ).
«و تو اى پيامبر! نيز خاك و ريگ در صورت آنها نپاشيدى بلكه خدا پاشيد» (وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى).
در دنباله آيه اشاره به نكته مهم ديگرى مىكند و آن اين كه: ميدان بدر يك ميدان آزمايش براى مسلمانان بود «و خدا مىخواست مؤمنان را از سوى خود به وسيله اين پيروزى امتحان خوبى كند» (وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً).
و با اين جمله آيه را تمام مىكند كه «خداوند هم شنوا و هم داناست» (إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ).
يعنى خدا صداى استغاثه پيامبر و مؤمنان را شنيد و از صدق نيّت و اخلاص آنها آگاه و با خبر بود، و به همين دليل همگى را مشمول لطف قرار داد و بر دشمن