برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - «اصحاب اعراف» چه كسانى هستند؟
شما جمعيت اسراف كاريد» (بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ). يعنى از حدود الهى قدم بيرون گذارده و در سنگلاخ انحراف و تجاوز از مرز فطرت سرگردان شدهايد.
(آيه ٨٢)- در اين آيه اشاره به جواب لجوجانه و غير منطقى قوم لوط كرده، مىگويد: «از آنها هيچ گونه جوابى در برابر دعوت اين پيامبر خيرخواه و دلسوز و مصلح نداشتند جز اين كه با خشم و عصبانيت گفتند: لوط و پيروان او را از شهر خود بيرون كنيد (گناهشان چيست؟ گناهشان اين است) كه مردمى پاكند و گناه نمىكنند»! و نه تنها با ما هم صدا نمىشوند، بلكه مزاحم ما نيز هستند! (وَ ما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ).
اين احتمال نيز در تفسير جمله «إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ» وجود دارد، كه قوم لوط مىخواستند اين پيامبر و پيروانش را متهم به تظاهر و رياكارى كنند.
(آيه ٨٣)- با توجه به آنچه در سه آيه فوق بيان شد، هر داور منصفى مىتواند حكم محكوميت چنين قوم و ملتى را صادر كند.
لذا در اين آيه خداوند مىفرمايد: «چون كار به اينجا رسيد ما لوط و پيروان واقعى و خاندانش را كه پاكدامن بودند، نجات بخشيديم جز همسرش كه او را در ميان قوم تبهكار رها ساختيم» زيرا او هم از نظر عقيده و آيين و مذهب با آنان هماهنگ بود (فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ).
(آيه ٨٤)- در اين آيه اشاره بسيار كوتاه و پرمعنى به مجازات شديد و وحشتناك اين قوم كرده، مىگويد: «ما بارانى بر آنها فرستاديم» اما چه بارانى؟! بارانى از سنگ كه آنها را در هم مىكوبيد و نابود مىكرد (وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً).
«اكنون تماشا كن ببين سر انجام كار مجرمان به كجا كشيد» (فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ).
گرچه روى سخن در اينجا به پيامبر است اما پيداست كه هدف عبرت گرفتن همه افراد با ايمان مىباشد.
(آيه ٨٥)- رسالت شعيب در مدين: شعيب كه نسبش طبق تواريخ با چندين واسطه به «ابراهيم» مىرسيد، به سوى اهل مدين مبعوث گرديد، «مدين» از