برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨٤ - نقش اسلام در احياى ارزش مقام زن
و در پايان به عنوان يك نتيجه گيرى كلى از اين بحث مىگويد: آيا آنها با اين همه آثار عظمت و قدرت خدا كه مشاهده مىكنند، و اين همه مواهبى كه از ناحيه او به آنها ارزانى شده باز سراغ بتها مىروند «آيا به باطل ايمان مىآورند و نعمت خداوند را انكار مىكنند؟» (أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللَّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ).
(آيه ٧٣)- در تعقيب بحثهاى توحيدى گذشته، اين آيه، به مسأله شرك پرداخته و با لحنى پر از سرزنش و توبيخ مىگويد: «آنها غير از خدا، موجوداتى را مىپرستند كه هيچ رزقى را براى آنان از آسمانها و زمين در اختيار ندارند» (وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقاً مِنَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ شَيْئاً).
نه تنها مالك چيزى در اين زمينه نيستند، بلكه «توانايى (بر خلق و ايجاد و دسترسى به روزيها) نيز ندارند» (وَ لا يَسْتَطِيعُونَ).
اشاره به اين كه مشركان به اين گمان به دنبال پرستش بتها مىرفتند كه آنها را در سرنوشت و سود و زيان خود، مؤثر مىپنداشتند.
(آيه ٧٤)- اين آيه به عنوان يك نتيجه گيرى مىگويد: اكنون كه چنين است «پس براى خدا امثال (و شبيهها) قائل نشويد» (فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ).
«چرا كه خدا مىداند و شما نمىدانيد» (إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ).
جمله «فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ» اشاره به منطقى است كه مشركان عصر جاهلى داشتهاند. آنها مىگفتند: ما اگر به سراغ بتها مىرويم به خاطر اين است كه ما شايسته پرستش خدا نيستيم بايد به سراغ بتها برويم كه آنها مقربان درگاه او هستند! خداوند همانند يك پادشاه بزرگ است كه وزراء و خاصان او به سراغ او مىروند، ولى توده مردم كه دسترسى به او ندارند به سراغ حواشى و خاصان و مقربانش خواهند رفت.
قرآن در پاسخ آنها مىگويد: «براى خداوند مثال نزنيد» يعنى، مثالى كه متناسب با افكار محدود و موجودات «ممكن» و مملوّ از نقايص است.
خدايى كه شما را دعوت به نيايش و سخن گفتن مستقيم با خودش كرده، و درهاى خانهاش را شب و روز به روى شما باز گذارده، اين خدا را نبايد به پادشاه