برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٧ - فضيلت تلاوت اين سوره
مىرسد، ولى از آن بالاتر مرحله عمل است، شكر عملى آن است كه درست بينديشيم كه هر نعمتى براى چه هدفى به ما داده شده است آن را در مورد خودش صرف كنيم كه اگر نكنيم كفران نعمت كردهايم.
و از اينجا رابطه ميان «شكر» و «فزونى نعمت» روشن مىشود، چرا كه هرگاه انسانها نعمتهاى خدا را درست در همان هدفهاى واقعى نعمت صرف كردند، عملا ثابت كردهاند كه شايسته و لايقاند و اين لياقت و شايستگى سبب فيض بيشتر و موهبت افزونتر مىگردد.
(آيه ٨)- اين آيه تأييد و تكميلى است براى بحث شكرگزارى و كفران كه در آيه قبل گذشت، و آن در ضمن سخنى از زبان موسى بن عمران نقل شده است، مىفرمايد: «و موسى به بنى اسرائيل يادآور شد كه اگر شما و تمام مردم روى زمين كافر شويد (و نعمت خدا را كفران كنيد هيچ زيانى به او نمىرسانيد) چرا كه او بىنياز و ستوده است» (وَ قالَ مُوسى إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ).
در حقيقت شكر نعمت و ايمان آوردن به خدا مايه افزونى نعمت شما و تكامل و افتخار خودتان است و گر نه خداوند آنچنان بىنياز است كه اگر تمام كائنات كافر گردند، بر دامان كبريايى او گردى نمىنشيند.
(آيه ٩)- سپس به سرنوشت گروههايى از اقوام گذشته در طى چندين آيه مىپردازد، همانها كه در برابر نعمتهاى الهى راه كفران را پيش گرفتند، و در برابر دعوت رهبران الهى به مخالفت و كفر برخاستند و منطق آنان و سر انجام كار آنها را شرح مىدهد تا تأكيدى باشد بر آنچه در آيه قبل گفته شد، مىفرمايد: «آيا خبر كسانى كه قبل از شما بودند به شما نرسيده»؟ (أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَؤُا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ).
اين جمله ممكن است دنباله گفتار موسى بوده باشد كه در آيه قبل آمده، و ممكن است بيان مستقلى از ناحيه قرآن خطاب به مسلمانان باشد، و از نظر نتيجه تفاوت چندانى ندارد.
سپس اضافه مىكند: «اقوامى همچون قوم نوح و عاد و ثمود و آنها كه بعد از