برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩ - تقسيم ارزاق و تلاش براى زندگى!
طرد نمىكنم» (وَ ما أَنَا بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا).
«چرا كه آنها با پروردگار خويش ملاقات خواهند كرد» و در سراى ديگر خصم من در برابر او خواهند بود (إِنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ).
در پايان آيه به آنها اعلام مىكند كه: «من شما را مردمى جاهل مىدانم» (وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ).
(آيه ٣٠)- در اين آيه براى توضيح بيشتر به آنها مىگويد: «اى قوم من! اگر اين گروه با ايمان را طرد كنم چه كسى در برابر خدا (در آن دادگاه بزرگ عدالت و حتى در اين جهان) مرا يارى خواهد كرد»؟! (وَ يا قَوْمِ مَنْ يَنْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ).
طرد افراد صالح و مؤمن كار سادهاى نيست، آنها فرداى قيامت دشمن من خواهند بود و هيچ كس نمىتواند در آنجا از من دفاع كند، و نيز ممكن است مجازات الهى در اين جهان دامن مرا بگيرد «آيا انديشه نمىكنيد» تا بدانيد آنچه مىگويم عين حقيقت است (أَ فَلا تَذَكَّرُونَ).
(آيه ٣١)- آخرين سخنى كه نوح در پاسخ ايرادهاى واهى قوم به آنها مىگويد اين است كه اگر شما خيال مىكنيد و انتظار داريد من امتيازى جز از طريق وحى و اعجاز بر شما داشته باشم اشتباه است، با صراحت بايد بگويم كه: «من نه به شما مىگويم خزائن الهى در اختيار من است» و نه هر كارى بخواهم مىتوانم انجام دهم (وَ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ).
«و نه مىگويم من فرشتهام» (وَ لا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ).
اين گونه ادعاهاى بزرگ و دروغين مخصوص مدّعيان كاذب است، و هيچ گاه يك پيامبر راستين چنين ادّعاهايى نخواهد كرد.
در پايان آيه بار ديگر به موضوع ايمان آورندگان مستضعف پرداخته و تأكيد مىكند كه: «من هرگز نمىتوانم در باره اين افرادى كه در چشم شما حقيرند بگويم:
خداوند خير و پاداش نيكى به آنها نخواهد داد» (وَ لا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَنْ يُؤْتِيَهُمُ اللَّهُ خَيْراً) بلكه به عكس خير اين جهان و آن جهان مال آنهاست، هر چند دستشان از