برگزيده تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨ - تقسيم ارزاق و تلاش براى زندگى!
هستى نه فرشته، و علاوه بر اين كه ايمان آورندگان به تو نشان مىدهد كه دعوتت محتواى صحيحى ندارد «اصولا ما هيچ گونه برترى براى شما بر خودمان نمىبينيم تا به خاطر آن از شما پيروى كنيم» (وَ ما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ).
و به همين دليل «ما گمان مىكنيم كه شما دروغگو هستيد» (بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبِينَ).
(آيه ٢٨)- در اين آيه پاسخهاى منطقى نوح را در برابر اين ماجراجويان بيان مىكند «نوح گفت: اى قوم من! اگر من داراى دليل و معجزه آشكارى از سوى پروردگارم باشم، و مرا در انجام اين رسالت مشمول رحمت خود ساخته باشد، و اين موضوع بر اثر عدم توجه بر شما مخفى مانده باشد» آيا باز هم رسالت مرا انكار مىكنيد (قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ).
و در پايان آيه مىگويد: «آيا من مىتوانم شما را بر پذيرش اين بيّنه روشن مجبور سازم در حالى كه (خود شما آمادگى نداريد و) از پذيرش و حتى تفكر و انديشه پيرامون آن كراهت داريد» (أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُونَ).
(آيه ٢٩)- من هيچ فرد با ايمانى را طرد نمىكنم! اين آيه نيز دنباله پاسخگويى به بهانه جوييهاى قوم نوح است.
نخست يكى از دلائل نبوت را كه نوح براى روشن ساختن قوم تاريكدل بيان كرده، بازگو مىكند: «اى قوم من! در برابر اين دعوت از شما مال و ثروت و اجر و پاداشى مطالبه نمىكنم» (وَ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مالًا).
«اجر و پاداش من تنها بر خداست» (إِنْ أَجرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ).
خدايى كه مرا مبعوث به نبوت ساخته و مأمور به دعوت خلق كرده است.
و اين ميزان و الگويى است براى شناخت رهبران راستين، از فرصت طلبان دروغين، كه هر گامى را برمىدارند بطور مستقيم يا غير مستقيم هدف مادى از آن دارند.
سپس در پاسخ آنها كه اصرار داشتند نوح ايمان آورندگان فقير و يا كم سن و سال را از خود براند با قاطعيت مىگويد: «من هرگز كسانى را كه ايمان آوردهاند