حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٣
حديث
٤٠٥٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره آيه : «خدا آنچه را بخواهد ، محو يا ا: [يعنى] از اجل ، هر اندازه كه بخواهد ، مى زُدايد [و كم ]مى كند و هر اندازه كه بخواهد ، به آن مى افزايد.
٤٠٥٤.صحيح البخارى ـ به نقل از ابو عثمان ، از اُسامة بن زيد ـ: دختر پيامبر صلى الله عليه و آله به ايشان پيغام داد كه فرزندم در حال قبض روح است ، تشريف بياوريد . پيامبر صلى الله عليه و آله كسى را روانه كرد كه سلام [ـِ ايشان را به دخترش] برساند و بگويد كه آنچه خدا مى گيرد و مى دهد ، از آنِ [خودِ] اوست و همه اينها نزد خداوند ، اجلى معيّن دارند . بنا بر اين ، صبور باشد و پاداش الهى را در نظر بگيرد . دختر پيامبر صلى الله عليه و آله ، كسى را نزد ايشان فرستاد و ايشان را سوگند داد كه نزد وى بيايد. پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و همراه سعد بن عباده ، معاذ بن جبل ، اُبَىّ بن كعب ، زيد بن ثابت و عدّه اى ديگر رفت . كودك را كه بدنش مى لرزيد و در حال جان دادن بود ، نزد پيامبر خدا آوردند . به گمانم فرمود : «گويى مَشكِ خشكيده اى شده است» و اشك از چشمانش سرازير شد . سعد گفت : اى پيامبر خدا! اين ، چه حالى است (چرا گريه مى كنيد)؟ فرمود : «اين ، مهربانى اى است كه خداوند در دل هاى بندگانش نهاده است . خداوند ، تنها به بندگانِ مهربانش مهر مى ورزد» .
٤٠٥٥.امام على عليه السلام ـ در نامه اى به معاويه ـ: هر گاه جنگ ، شدّت مى گرفت و مردم پا پس مى نهادند ، پيامبر خدا افراد خانواده اش را پيش مى افكند (سپر بلا مى ساخت) و به واسطه آنان ، يارانش را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد . چنين بود كه عبيدة بن حارث در جنگ بدر ، حمزه در جنگ اُحُد ، و جعفر در جنگ موته ، كشته شدند . و آن كسى هم كه اگر بخواهم ، نامش را مى برم، [١] همانند آن بزرگواران ، خواهان شهادت بود ؛ امّا اجل هاى آنها پيش افتاد و مرگ او به تأخير افكنده شد.
[١] مراد ، خودِ امام على عليه السلام است .