حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٩
٤٦٤٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ خطاب به معاذ بن جبل ـ: «آيا تو را به درهاى نيكى راه نمايى كنم؟ روزه، سپر است؛ صدقه، گناه را خاموش مى كند، آن گونه كه آب، آتش را؛ نماز خواندن شخص در دل شب» . سپس پيامبر خدا اين آيات را تلاوت فرمود: «پهلوهايشان از بسترها جدا شود (و به نيايش شبانه بر خيزند و) پروردگارشان را با بيم و اميد بخوانند و از آن چه روزى شان كرده ايم ببخشند . آرى هيچ كس نمى داند چه پاداش هاى مهمّى كه مايه روشنى چشم هاست ، براى آنان نهفته است . اين ، پاداش كارهايى است كه انجام مى دادند» .
٤٦٤٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند درباره هر كس اراده خير كند، او را گرفتار مى سازد. [١]
٤٦٤٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند، هر گاه خير بنده اى را بخواهد، او را در خوابش مورد سرزنش قرار مى دهد .
٤٦٤٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خداوند، هر گاه براى بنده اى خير بخواهد، نيازهاى مردم را به سوى او مى گرداند (او را مرجع تأمين نيازهاى مردم مى نمايد).
٤٦٤٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ خطاب به بُرَيده ـ: آيا كلماتى به تو بياموزم كه اگر خداوند، خير بنده اى را بخواهد، آنها را به او مى آموزد و سپس هرگز آنها را از يادش نمى برد؟ بگو: «خدايا! ناتوانم؛ ناتوانىِ مرا در مسير رضاى خود، به قوّت برسان، مهار مرا بگير و به سوى نيكى بكش و اسلام را نهايت خرسندىِ من قرار بده . خدايا! ناتوانم، پس توانم ببخش؛ خوارم، پس عزيزم كن؛ و تهى دستم، پس روزى ام ده» .
٤٦٤٧.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عبد اللّه بن مغفل ـ: مردى به زنى برخورد كه در جاهليّت، بدكاره بود . با او به شوخى پرداخت، تا آن كه دستش را به طرف او گشود. آن زن گفت: دست بردار، كه خداى متعال شرك را از ميان بُرده و...! آن مرد روى برگرداند، كه صورتش به ديوار خورد و شكافته شد. او نزد پيامبر خدا آمد و ايشان را [ از ماجرا ]خبر داد . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «تو بنده اى هستى كه خداوند، خير تو را خواسته است. خداوند، هر گاه بخواهد به بنده اى نيكى كند، كيفر گناهش را زود مى دهد و هر گاه براى بنده اى بدى بخواهد، گناهش را بر او نگاه مى دارد، تا آن كه روز قيامت، وى را با گناهى انبوه [٢] دريابد».
[١] او را به مصيبت ها دچار مى سازد تا وى را در دنيا از گناهان پاك كند و خدا را پاك ديدار نمايد.[٢] در متن حديث، واژه «عَيْر» به كار رفته است كه نام كوهى است در مدينه و بزرگى گناه به بزرگى آن كوه تشبيه شده است .