حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧
اسمى (به معناى نيكى) ، مانند: «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ ؛ بايد گروهى از شما باشند كه به نيكى دعوت كنند» ، و گاه در معناى وصفى (به معناى نيكوكارتر و نيك تر) ، مانند: «مَا نَنسَخْ مِنْ ءَايَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا ؛ [١] هيچ آيه اى را نسخ نمى كنيم يا از ياد نمى بريم ، مگر آن كه بهتر از آن را مى آوريم» به كار مى روند. در صورت دوم ، «خير» معناى صفت تفضيلى دارد . [٢] گفتنى است كه «خير» و «شر» به معناى اسمى ، گاه به معناى كار خوب و بد به كار مى روند و گاه نيز به معناى پديده خوب و بد استعمال مى شوند ، چنان كه در تفسير «خير» به صحّت و ثروت ، و «شر» به بيمارى و فقر ، چنين است . نيز در صورت دوم است كه مسئله حكمت «خير» و «شر» قابل طرح و سؤال است . نكته ديگر ، اين است كه از ديدگاه متون اسلامى ، «خير» به معناى نخستش ـ كه همان ارزش هاى اعتقادى ، اخلاقى و عملى است ـ مقدّمه خير دنيا و آخرت به مفهوم دوم است .
٢ . فرق ميان «خَير» و «خِير»
در لغت ، «خَيْر» ، ضدّ «شرّ (بدى)» است ، و «خِيْر» به معناى «جود (بخشندگى)» است. [٣]
[١] . بقره : آيه ١٠٦ .[٢] . علّامه طباطبايى رحمه الله در هر دو صورت ، «خير» را صفت مشبّهه مى داند و مى فرمايد : اگر خير ، صفت تفضيلى باشد ، بايد همه قواعد صفت تفضيلى ، بر آن جارى شود ، همچنان كه گفته مى شود: أفضل ، أفاضل ، فُضلى و فُضلَيات ، در حالى كه در «خير» چنين نمى شود ؛ بلكه گفته مى شود: خير ، خيرة ، أخيار و خيرات ، آن گونه كه مى گويند: شيخ ، شيخة ، أشياخ و شيخات. پس ، صفت مشبّهه است (براى مطالعه تمام سخن ، ر . ك : الميزان فى تفسير القرآن : ج ٣ ص ١٣٣) .[٣] . لسان العرب ، ذيل مادّه ؛ المصباح المنير ، ذيل مادّه .