حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٤
مى كند. پس روش حق را پيش بگيريد تا راه يابيد ، و از راه بدى روى گردان شويد تا به راه آييد.
عوامل خير
تا اين جا روشن شد كه مفهومِ «خير» و الفاظ مشابه آن ، مفهومى بديهى و فطرى است و اسلام ، كه برنامه تكامل انسان است ، او را براى رسيدن به مقصد ـ كه تكامل مادّى و معنوى و دست يافتن به كمال مطلق است ـ به انجام دادن خير ، فرا مى خواند و برمى انگيزد . البتّه اين شناختِ بديهى و فطرى ، براى رسيدن انسان به مقصودش ، كافى نيست ؛ بلكه انسان براى شناخت همه جانبه «خير» و تشخيص تمام مصاديق آن و مهم تر از آن ، براى پيمودن راه هاى «خير» ، به «وحى» نياز دارد . متون و شواهد دينى كه بر اين مدّعا دلالت مى كنند ، در فصل اوّل و دوم اين باب خواهند آمد . فصل سوم نيز در مورد خاستگاه ها و معيارها و ابزارها و عوامل «خير» است . در اين فصل ، متونى كه بر اين معنا دلالت دارند ، در حدّ توان ، مورد كاوش قرار گرفته اند. اين متون به دو دسته تقسيم مى شوند: دسته اوّل: همه چيزهايى كه در تشخيص «خير» نقش دارند ، كه با عنوان «خاستگاه علمى» آمده اند ، مانند: «قرآن» كه مصداق روشن و بى بديلِ وحى الهى است ، «پيامبر خدا» كه مفسّر قرآن است ، «عقل» كه در احاديث اسلامى اغلب به عنوان «وجدان اخلاقى» توصيف شده است ، و «آگاهى» كه از جمله اين معيارهاى علمى به شمار مى آيد . دسته دوم : آنچه در دستيابى به «خير» مؤثّر است ، همانند: تلاش ، توفيق ،