حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٧
٦ / ٧
دعا براى بركت قضا و قدر
٤٣٢٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بار خدايا! مرا چنان كن كه از تو بترسم ، تا آن جا كه گويا تو را مى بينم ؛ هميشه تا هنگامى كه ديدارت كنم . و مرا با پرواى از خودت ، سعادتمند كن و با نافرمانى ات ، به شقاوتم ميفكن و در حكم خويش ، برايم خوبى را برگزين و در تقدير خود ، برايم مباركى قرار بده ، تا دوست نداشته باشم كه آنچه تو به تأخير انداخته اى ، جلو افتد و يا آنچه تو جلو انداخته اى ، به تأخير افتد .
٦ / ٨
نمونه هايى از بركت دعاى پيامبر
٤٣٢٦.المناقب ، ابن شهر آشوب : پيامبر خدا از كنار عبد اللّه بن جعفر گذشت ، در حالى كه وى با گِل ، اسباب بازى اى براى كودكان مى ساخت . فرمود : «با اين ، چه مى كنى؟» . گفت : آن را مى فروشم . فرمود : «با پول آن ، چه مى كنى؟» . گفت : خرما مى خرم و مى خورم . پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «بار خدايا ! در معامله اش بركت قرار بده» . گفته مى شد كه او هرگز چيزى نخريد ، مگر آن كه در آن ، سود بُرد و كارش به آن جا رسيد كه ضرب المثل شد و گفتند : «عبد اللّه بن جعفرِ بخشنده» . مردم مدينه از يكديگر وام مى گرفتند ، تا آن كه بخششِ عبد اللّه بن جعفر برسد.
٤٣٢٧.سنن أبى داوود ـ درباره حكيم بن حِزام ـ: پيامبر خدا ، دينارى به او (حكيم) داد تا براى ايشان يك قربانى بخرد . او قربانى اى را به يك دينار خريد و آن را به دو دينار فروخت و برگشت . دوباره ، قربانى اى به يك دينار خريد و دينار ديگر را براى پيامبر صلى الله عليه و آله آورد . پيامبر خدا هم آن را صدقه داد و براى او دعا كرد كه در تجارتش بركت يابد.