حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٣
٤٣١٩.الكافى ـ به نقل از ابو عبد اللّه برقى ، در حديثى كه سندرسانده است : چون پيامبر خدا ، فاطمه عليهاالسلام را به همسرى داد ، گفتند : با [ دعا براى] سازش و فرزندان؟ فرمود : «نه ؛ بلكه با خير و بركت».
٤٣٢٠.عمل اليوم و الليلة ، نسايى ـ به نقل از ابو بُرَيده ، از پدرش ـ: گروهى از انصار به على عليه السلام [پيشنهاد خواستگارى از فاطمه عليهاالسلام را دادند و] گفتند : فاطمه ، نزد توست . على عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و سلام داد . پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد : «پسر ابو طالب ، چه كار دارد؟» . گفت : [ براى ازدواج،] به ياد فاطمه ، دختر پيامبر خدا ، افتادم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «خوش آمدى» و بيش از آن نفرمود . على عليه السلام پيش آن گروه از انصار كه منتظرش بودند ، برگشت . گفتند : چه خبر؟ گفت : نمى دانم ، جز اين كه به من فرمود : «خوش آمدى» . گفتند : از پيامبر خدا ، يكى از اين دو براى تو بس است . او به تو ، هم همسر داده و هم گشايش [در كار] . پس از آن ، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله على عليه السلام را همسر مى داد ، فرمود : «اى على! براى عروسى ، ميهمانى لازم است» . سعد گفت : من قوچى دارم . نيز گروهى از انصار ، چند صاع [١] ذرّت فراهم آوردند. چون شب عروسى شد ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «كارى نكن ، تا مرا ديدار كنى» . آن گاه ، آبى طلبيد و از آن ، وضو گرفت . سپس ، آن را به روى على عليه السلام ريخت و چنين دعا كرد : «بار خدايا! بر اين دو ، مبارك گردان ؛ بر اين دو ، مبارك گردان ، و براى اين دو و فرزندانشان ، مبارك گردان» .
[١] . صاع ، پيمانه اى است كه در آن ، يك مُدّ جا بگيرد . هر مد ، يك چارك (حدود ده سير) است .