تحكيم خانواده از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١ - و زنان داراى اين ويژگى ها
١٤٢. جامع الأخبار: [پيامبر خدا صلى الله عليه و آله] به يكى از يارانش، يعنى زيد بن ثابت، فرمود: «... با دوازده دسته از زنان، ازدواج مكن». گفت: اى پيامبر خدا! آن دوازده دسته كداماند؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «با هَنفَصه و عَنفَصه و شَهبَره و سَلَقلَقه و مَذبوبه و مَذمومه و حَنّانه و مَنّانه و رَفثاء و هَيدَره و ذَقناء و لَفوت، ازدواج مكن».[١]
١٤٣. المَحَجّة البيضاء: آوردهاند كه عابدِ دورهگرد ازدى، در اثناى گردش خويش، به الياس عليه السلام برخورد. الياس عليه السلام، او را به ازدواج كردن فرمان داد و از ترك ازدواج، نهىاش كرد. سپس فرمود: «با چهار طايفه از زنان، ازدواج مكن: مُختلعه، مُباريه، عاهِره، و ناشِزه.
مختلعه، زنى است كه هر دم، بى جهت، تقاضاى [طلاقِ] خُلع مىكند. مباريه، زنى است كه با مال و منال دنيا، بر ديگر زنان، مباهات و فخر فروشى مىكند. عاهره، زن بدكاره معروف به داشتن روابط نامشروع با ديگران است. خداوند متعال فرموده است: «نه زنانى كه [پنهانى] دوستِ مرد مىگيرند». و ناشزه،[٢] زنى است كه در كردار و گفتار، بر شوى خويش بلندى مىكند كه برگرفته از «نَشَز»، به معناى زمين مرتفع و بلند است».
[١] هنفصه به زنى گفته مىشود كه بلند بلند مىخندد و قهقهه مىزند و به قول معروف، زنى كه كركر خندهاش بلند است. عنفصه به زن لاغر مردنى، تكيده، يا زن پليد تباهكار، يا زن بدزبان بىحيا، يا بسيار گوى پر حرف گفته مىشود. سلقلقه: زنى را مىگويند كه از دُبُر حيض مىشود، يا زن سليطه. مذبوبه: زنِ مگسناك، مجنون. مذمومه: پر عيب و نكوهيده، حنّانه: به زن بيوهاى كه با اندوه و حنين، ياد شوهر خود مىكند. منّانه: زن مالدارى كه با مال خود، بر شوهرش منّت مىنهد يا زن مالدارى كه به خاطر مالش با او ازدواج مىكنند و وى بر شوهر خود منّت مىنهد. رفثاء: زن زشتگوى زشتكردار. ذقناء: پير زال، زن دراز زنخ. لفوت: زنى كه از مرد ديگرى فرزنددار است.
[٢] ناشزه: زنى كه از فرمان شوهرش سر كشى مىكند.