تحكيم خانواده از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٩ - ٢ ناسپاسى نسبت به شوهر
تا آنجا ادامه مىيابد كه تنشهاى عصبى حاصل از اين نگاه و رفتار، از آستانه تحمّل طرفين درنگذرد. امام صادق عليه السلام در تعبيرى لطيف، زنِ آزاررسان را از اسباب تكدّر عيش مىداند و مىفرمايد:
لا تُؤذي امرَأَةٌ زَوجَها فِي الدُّنيا إلّا قالَت زَوجَتُهُ مِنَ الحورِ العِينِ: لا تُؤذيهِ، قاتَلَكِ اللّهُ، فَإِنَّما هُوَ عِندَكِ دَخيلٌ يوشِكُ أن يُفارِقَكِ إلَينا.[١]
هر زنى در دنيا شوهرش را آزار بدهد، همسر [تعيين شده] او از حوريان بهشتى مىگويد: خدا تو را بكشد! او را ميازار؛ زيرا او نزد تو ميهمان است و به زودى، تو را ترك مىكند و نزد ما مىآيد.
گفتنى است به خشم آوردن شوهر[٢] نيز گونهاى آزار دادن اوست. از اين رو، اگر زن در نيابد كه چه رفتارى همسرش را خشمگين مىكند و سپس آن را ناخودآگاه تكرار كند و يا با قصد آزارْ چنين كند، زمينه تزلزل خانواده را فراهم كرده است.
٢. ناسپاسى نسبت به شوهر
زن، بيشتر به محبّت شوهر نياز دارد و مرد، به سپاسگزارىِ زن. از اين رو، در صورت عدم ارضاى خواست روحى، و يا واكنش متعارض با آن از سوى زن، علاقه مرد به زن آسيب مىبيند، و به تدريج، اين واكنش دوسويه، زنجيرى از گلهگزارى و دلخورى درونى را پديد مىآورد و بنيان خانواده را سست مىنمايد. لذا روايات اسلامى، به شدّتْ زنان را از ناسپاسى لطف و محبّت شوهران نهى كردهاند. به اين روايت بنگريد:
[١] ر. ك: ص ٤٣٨ ح ٦٥٤.
[٢]. ر. ك: ص ٤٤١( عصبانى كردن شوهر).