تحكيم خانواده از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٣ - ٦/ ٣ خواستگارى بانوى بانوان
١٨٧. امام صادق عليه السلام: اگر [اين گونه] نبود كه خداوند تبارك و تعالى، امير المؤمنين عليه السلام را براى فاطمه آفريد، در روى زمين از آدم و غيرِ آن، همسنگى براى او يافت نمىشد.
٦/ ٣ خواستگارى بانوى بانوان
١٨٨. الأمالى، طوسى به نقل از ضحّاك بن مزاحم: از على بن ابى طالب عليه السلام شنيدم كه مىفرمود: ابو بكر و عمر، نزد من آمدند و گفتند: كاش نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بروى و فاطمه را از او خواستگارى كنى! من نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم. چون چشم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به من افتاد، خنديد و فرمود: «اى ابا الحسن! چرا آمدهاى و چهكار دارى؟».
من از خويشاوندىام و پيشگامىام در اسلام و يارى دادنهايم به او و جهادهايم برايش گفتم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «راست مىگويى، اى على! تو از آنچه مىگويى برترى».
گفتم: اى پيامبر خدا! فاطمه را به همسرى من در مىآورى؟
فرمود: «اى على! پيش از تو، مردانى، او را از من خواستگارى كردند و من موضوع را با فاطمه، در ميان نهادم؛ ولى در چهره او عدم رضايت ديدم. اكنون، صبر كن تا اين كه نزد تو باز آيم».
پس، نزد فاطمه رفت. فاطمه برخاست و رداى پيامبر را بر گرفت و كفشهايش را در آورد و براى ايشان، آب وضو آورد و با دستان خود،
پيامبر صلى الله عليه و آله را وضو داد و پاهايش را شست. سپس نشست.
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «فاطمه!». فاطمه عليها السلام فرمود: «بله. امرتان چيست، اى پيامبر خدا؟». پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «على بن ابى طالب، كسى است كه از خويشاوندى او و كرامتش و اسلامش آگاهى دارى. من هم از پروردگارم خواستهام كه تو را به ازدواج بهترين و محبوبترين آفريدهاش در آورد. حالا او از تو خواستگارى كرده است. نظرت چيست؟».
فاطمه عليها السلام سكوت كرد و رويش را بر نگرداند و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در چهره او عدم رضايت نديد. پس، پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و فرمود: «اللّه اكبر! سكوت او، نشانِ موافقت اوست». پس، جبرئيل عليه السلام نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت: «اى محمّد! او را به همسرى على بن ابى طالب در آور؛ زيرا خداوند، فاطمه را براى على، و على را براى فاطمه، پسنديده است».
پس، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، فاطمه را به همسرى من درآورد. سپس نزدم آمد و دستم را گرفت و فرمود: «برخيز به نام خدا و بگو: به بركت خدا و هر چه خدا خواهد. هيچ نيرويى نيست مگر به واسطه خدا. بر خدا توكّل كردم».
و بعد از آن كه مرا در كنار فاطمه عليها السلام نشاند، پهلوى من آمد و فرمود: «بار خدايا! اين دو، محبوبترينِ خلق در نزد مناند. پس تو نيز آنان را دوست بدار و به فرزندانشان بركت ده و بر اين دو، از جانب خودت نگهبانى بگمار. من اين دو و فرزندانشان را از گزند شيطانِ رانده شده، در پناه تو مىآورم».