تحكيم خانواده از نگاه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٧ - ٦/ ٥ خطبه عقد ازدواج
٢٠٠. تاريخ دمشق به نقل از انس: در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله بودم كه وحى، ايشان را فرا گرفت. پس چون به حال طبيعىاش بازگشت، فرمود: «آيا مىدانى جبرئيل از نزد خداوندگار عرش، چه آورد؟». گفتم: نه. فرمود: «پروردگارم به من فرمان داد كه فاطمه را به همسرى على بن ابى طالب درآورم. پس برو و ابو بكر و عمر و عثمان و طلحه و زبير و به تعداد ايشان از انصار، نزد من بخوان».
من رفتم و آنان را فرا خواندم. چون در جاى خود نِشستند، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «سپاس و ستايش، براى خداوندى است كه به واسطه نعمتهايش، سپاس و ستايش مىشود؛ به سبب قدرتش پرستش مىگردد؛ به سبب زبانش [كلامش]، از او فرمان مىبرند؛ از عذابش مىترسند؛ آنچه را [از پاداش] نزد اوست، از او مىخواهند. خدايى كه فرمانش در آسمان و زمينش نافذ است. همو كه آفريدگان را به قدرت خود آفريد، و با احكامش آنها را از يكديگر جدا ساخت، و با دينش به آنان عزّت بخشيد، و به وجود پيامبرش محمّد صلى الله عليه و آله آنان را مفتخر داشت. سپس، خداوند، ازدواج را مايه پيوند نَسَبى و يك تكليف قرار داد، و با آن، ارحام را به هم پيوست و مردمان را بدان ملزم ساخت.
خداوند تبارك و تعالى فرموده است: «و او كسى است كه از آب، بشرى را آفريد و او را [داراى خويشاوندى] نَسَبى و سببى قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست». پس، فرمان خدا به سوى قضاى او روان است، و قضاى او به سوى قَدَرش، و هر قضايى را قَدَرى است، و هر قَدَرى را سرآمدى، و هر سرآمدى را نبِشتهاى: «خدا آنچه را بخواهد، محو مىكند يا باقى مىگذارد و اصل كتاب نزد اوست».
به درستى كه پروردگارم مرا فرمان داد تا فاطمه را به ازدواج على بن ابى طالب در آورم، و من شما را گواه مىگيرم كه فاطمه را با مهريه چهارصد مثقال نقره، به همسرى او در آوردم؛ اگر على بدان راضى باشد».
پيامبر صلى الله عليه و آله على را در پى كارى فرستاده بود. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس طبقى خرماى نارَس خواست و آن را در برابر خويش نهاد و فرمود: «غارت كنيد!».
ما مشغول تاراج كردن سينى خرما بوديم كه على عليه السلام آمد. پيامبر صلى الله عليه و آله لبخندى زد و فرمود: «اى على! خداوند، مرا فرمود تا فاطمه را به ازدواج تو در آورم و من او را با مهريه چهارصد مثقال نقره، به همسرى تو در آوردم؛ البته اگر تو راضى باشى». على عليه السلام فرمود: «راضىام، اى پيامبر خدا!».
سپس براى خدا به سجده افتاد و چون سرش را از سجده برداشت، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «خداوند به شما دو تن، بركت دهد و مباركتان باشد و نسل بسيار و پاكى را از شما به دنيا آورَد!».