حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٩٠ - 2 منع از زدن، با تعبيرهاى عاطفى
فأنكر ذلك و قال: يظل أحدكم يضرب امرأته ضرب العبد ثمّ يظلّ يعانقها ولا يستحيى.[١]
زنى نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و از كتككارى شديد شوهرش شكوه كرد. پيامبر صلى الله عليه و آله اين عمل را زشت شمرد و فرمود: «چگونه شما مردان، همسرانتان را همچون بردگان كتك مىزنيد و سپس او را در آغوش مىگيريد؟ آيا شرم نمىكنيد؟!».
اين حديث، با تعبيرهاى ديگر، در المصنف عبد الرزّاق، سنن الدارمى، صحيح البخارى و سنن ابن ماجه-، آمده است. در برخى از روايتها نيز از زدن به گونههاى خاصى، جلوگيرى شده است:
فأىّ رجل لطم امرأته لطمة، أمر اللَّه عز و جل مالك خازن النيران فيلطمه على حى وجهه سبعين لطمة فى نار جهنّم و أىّ رجل منكم وضع يده على شعر امرأة مسلمة، سمر كفه بمسامير من نار.[٢]
هر مردى كه بر زنش صدمهاى وارد كند، خداوند عز و جل به نگهبان آتش، دستور مىدهد كه بر گونه او هفتاد ضربه در آتش دوزخ، وارد سازد. هر مرد مسلمانى كه به گيسوى زن مسلمانى چنگ زند، دست او با ميخهاى آتشين، كوبيده خواهد شد.
أيّما رجل ضرب امرأته فوق ثلاث، أقامه اللَّه يوم القيامة على رؤوس الخلائق، فيفضحه فضيحة ينظر إليه الأوّلون والآخرون.[٣]
هر مردى كه زنش را بيش از سه بار كتك بزند، خداوند، او را در قيامت، در برابر ديدگان پيشينيان و پسينيان، رسوا مىكند.
عن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: أنه نهى عن ضرب النساء من غير واجب.[٤]
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از كتك زدن زنان در غير مورد واجب، منع كردند.
[١]. الطبقات الكبرى، ج ٨، ص ٢٠٥.
[٢]. مستدرك الوسائل، ج ١٤، ص ٢٥٠، ح ٤.
[٣]. همان، ح ٦.
[٤]. همان، ح ٥.