حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٨٩ - 2 منع از زدن، با تعبيرهاى عاطفى
روايتهاى متعدّدى وجود دارد كه پيامبر صلى الله عليه و آله در دورهاى، مردان را از زدن زنانْ منع مىكرد تا اين كه مردان بسيارى اعتراض كردند و دوباره پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه تنبيه را صادر كرد؛ ولى نگاهش بدان منفى بود:
قال النبى صلى الله عليه و آله: لا تضربن إماء اللَّه، فجاء عمر إلى النبى صلى الله عليه و آله فقال: يا رسول اللَّه! قد ذئر النساء على أزواجهن. فأمر بضربهن فضربن، فطاف بآل محمّد صلى الله عليه و آله طائف نساء كثير. فلما أصبح قال: لقد طاف الليلة بآل محمّد سبعون امرأة. كل امرأة تشتكى زوجها فلا تجدون أولئك خياركم.[١]
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «كنيزكان خدا (زنان) را كتك نزنيد».
عمر، نزد ايشان آمد و گفت: اى پيامبر خدا! زنان بر شوهران، سركشى مىكنند.
پس پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه داد كه مردان، زنان خود را بزنند و زنانى كتك خوردند.
پس از آن، گروه بسيارى از آنان براى اعتراض گرد خانه پيامبر صلى الله عليه و آله جمع شدند.
صبح آن روز، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «شب گذشته، هفتاد زن، گرد خانه خويشان محمّد جمع شدند. همگى آنها از شوهرانشان شكوه داشتند. اين مردان، نيكان شما نيستند».
٢. منع از زدن، با تعبيرهاى عاطفى
أيضرب أحدكم امرأة ثمّ يظّل معانقها.[٢]
چگونه شما مردان، همسرانتان را كتك مىزنيد و سپس او را در آغوش مىگيريد؟!
جاءت امرأة إلى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله قد ضربها زوجها ضرباً شديداً، فقام رسول اللَّه:
[١]. سنن ابن ماجة، ج ١، ص ٦٣٨- ٦٣٩. اين روايت، با تعبيرهاى مختلف در مستدرك حاكم( ج ٢، ص ١٩١) نقل شده و به صحّت آن، حكم شده است. نيز، ر. ك: سنن الدارمى، ج ٢، ص ١٤٧؛ الطبقات الكبرى، ج ٨، ص ٢٠٤- ٢٠٥؛ مسند الحميدى، ج ٢، ص ٣٨٦؛ المصنّف، ابن ابى شيبه، ج ٩، ص ٤٤٢- ٤٤٣.
[٢]. وسائل الشيعة، ج ١٤، ص ١١٩.