حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١١٤ - يك پيشينه تاريخى نقد متن
الفاظ و مفاهيم حديث مىتوان در باره صدور و عدم صدورش نظر داد؟ آيا از طريق بررسى شخصيت راوى و ويژگىهاى فردى و معرفتىاش مىتوان در باره احاديثش قضاوت نمود؟ آيا مىتوان بر اساس فضاهاى فرهنگى و اجتماعى و تناسب و عدم تناسب حديث با آن، در باره صدورش داورى نمود؟ اين قبيل بررسىها در باره صدور، همان است كه به نقد متن يا نقد محتوايى، اشتهار يافته است.
آنچه در باره نقد متن بايد مورد پژوهش و مباحثات علمى قرار گيرد، عبارت است از:
١. پيشينه تاريخى نقد متن؛
٢. اعتبار و حجيّت؛
٣. ضوابط و قواعد؛
٤. دايره استناد به نقد متن (يعنى قبول يا رد حديث)؛
٥. مرجع تطبيق دهنده.
اينها مباحث پنجگانهاى است كه پرداخت بدانها تا اندازهاى، حد و رسم اين مسئله و جايگاه و مكانش را در صدور حديث نشان مىدهد.
در اين نوشتار، سه مبحث اوّل، مورد تحقيق و بررسى قرار مىگيرد.
يك. پيشينه تاريخى نقد متن
در ابتدا، اين پرسش مطرح مىشود كه: نقد متن براى ارزيابى صدور، از چه زمانى نزد مسلمانانْ مقبول افتاده است، ريشهاش به كجا برمىگردد و عوامل اهتمام مسلمانان بدان چيست؟ آيا در دورههاى نخست تاريخ اسلامى مىتوان ردّ پايى برايش جست؟ اين پرسشها با بررسى پيشينه و تاريخ اين موضوع، پاسخ داده مىشوند.
مستشرقان و برخى از روشنفكران مسلمان، به عدم اعتناى مسلمانان به نقد متن، باور دارند و آن را به عنوان ايراد و خردهاى بر مسلمانان به حساب مىآورند. در مقابل، پژوهشگران حديثشناس- كه به تأليف در اين زمينه دست زدهاند-، به شدّت، اين