حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١١٧ - يك پيشينه تاريخى نقد متن
شاخت (١٩٠٢- ١٩٦٩ م) در مدخل اصول از دائرة المعارف الاسلامية، به اجمال مىنويسد:
و من المهم أن تلاحظ انهم اخفوا نقدهم لمادة الحديث وراء نقد هم للاسناد.[١]
سزاوار است توجّه شود كه مسلمانان، نقد متن را در پس نقد سند، پنهان ساختند.
اين ديدگاه، بر رأى و عقيده برخى از روشنفكران مسلمان نيز تأثير گذارده و مشابه همين سخنان را بر زبان راندهاند و همين نقدها را بر محدّثان، وارد ساختهاند. در اين جا به ديدگاه رشيد رضا، احمد امين، ابو رَيّه و محمّد غزالى اشاره مىكنيم:
رشيد رضا (م ١٣٥٤ ق) مىگويد:
بررسى متون روايات و سنجش موافقت يا مخالفت آنها با حقايق و واقعيت، و اصول و فروع قطعى دين، در حوزه حرفه عالمان رجال نمىگنجد و پژوهشگران در اين زمينه اندكاند.[٢] نيز در تفسير المنار مىنويسد:
من به درستىِ سند حديثى كه با ظاهر قرآنْ مخالفت كند، اعتقادى ندارم؛ گرچه راويانش را توثيق كنند. چه بسيار راويانى كه ظاهر فريبنده آنان، سبب توثيق شده و باطنى نادرست دارند. اگر روايت، از جهت محتوا و متن، مورد نقد قرار مىگرفت، چنان كه سند آنها مورد نقد قرار مىگيرد، متون بسيارى از اسناد، نقض مىشد.[٣] احمد امين (م ١٩٥٤ م) مىگويد:
عالمان براى جرح و تعديل، قواعدى وضع كردهاند كه اينك جاى يادآورى آن نيست؛ لكن به حق گفته مىشود كه آنان به نقد سندى، بيش از نقد متن توجّه كردهاند. به ندرت در جايى مىتوان يافت كه حديث منسوب به پيامبر صلى الله عليه و آله را از آن
[١]. همان جا.
[٢]. مجلة المنار، ج ٢٧، سال ١٩٢٦ م، ص ٦١٤- ٦١٩.
[٣]. تفسير المنار، ج ٣، ص ١٤١.