حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٥٧ - ب بررسى مفاد روايات عرض حديث بر قرآن
دو. در ظاهر، با قرآنْ مخالف است؛
سه. نه موافق است و نه مخالف.
صورت اوّل و سوم، جاى بحث ندارد؛ لكن صورت دوم، چند حالت دارد:
- مىتوان ميان نص قرآنى و خبر، جمع عرفى كرد، بدين معنا كه هر يك، مربوط به شخص يا حالت يا زمانى باشد؛
- نسبت خبر با قرآن، نسبت خاص و مقيّد با عام و مطلق باشد؛
- حمل بر نسخ شود، اگر تقدّم و تأخّر دو نص روشن باشد؛
- تأويل گردد، اگر تقدّم و تأخّر، روشن نيست؛
- قابل تأويل نباشد. در اين صورت، خبر، مردود شناخته مىشود.
سپس اضافه مىكند كه تناقض حديث متواتر يا مشهور با قرآن، به اثبات نرسيده است و آنچه به عنوان مناقض مطرح مىشود، اخبار آحاد است.[١] ٢. مرحوم آية اللَّه خويى، مخالفت را در روايات عرض، دو گونه معنا مىكند: در روايات طرح، معنايش مخالفت است، به گونهاى كه جمع عرفى، ممكن نباشد و نسبت آنها با قرآن، تباين يا عموم و خصوص من وجه باشد و در روايات ترجيح، مراد، تخصيص و تقييد است؛ يعنى نسبت عموم و خصوص مطلق. وى چنين مىنويسد:
والمراد من المخالفة هى المخالفة بنحو لا يكون بينها و بين الكتاب والسنّة جمع عرفى كما إذا كان خبر مخالفاً للكتاب أو السنّة على نحو التباين أو العموم من وجه و أمّا الأخبار المخالفة للكتاب أو السنّة بالتخصيص أو التقييد فليست مشمولة لهذه الأخبار.[٢]
مراد از مخالفت، مخالفتى است كه ميان آن و قرآن و سنّت جمع عرفى، وجود نداشته باشد؛ مانند هنگامى كه خبر به نحو تباين يا عموم و خصوص من وجه،
[١]. ر. ك: مقاييس نقد متون السنّة، ص ٣٠٠- ٣٠٣.
[٢]. مصباح الاصول، ج ٣، ص ٤٠٧.