حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٥٦ - ب بررسى مفاد روايات عرض حديث بر قرآن
اين جا مورد بررسى قرار مىگيرد. پيش از پرداختن به بررسى و پاسخ، بايد اذعان كرد كه مفاد اين روايات، كمتر مورد بررسى و تحليل عالمان و محدّثانْ قرار گرفته است. نخست، آنچه را كه بر آن دست يافتيم، مىآوريم و سپس به جمعبندى مىپردازيم:
١. دكتر مسفر عزم اللَّه الدمينى در كتابش (مقاييس نقد متون السنّة) مىنويسد:
برخى روايات، عرض را از پايه و اساس، منكر شده و آنها را مخالف روايات صحيح دانستهاند[١] كه بر تمسّك به قرآن و سنّت دلالت دارد.
آن گاه در توجيه اين تفكّر، چنين شرح مىدهد:
من در اين موضوع، به دقّت نگريستم و چنين يافتم كه اينها روايات عرض را اين گونه معنا مىكنند: هرچه در احاديث آمده و در قرآن نيست، بايد كنار گذارده شود و از آن رو كه اكثر احكام، با رواياتْ به اثبات مىرسند، معناى اخبار عرض چنين خواهد بود كه تمامى احكام شرعى، مردود شناخته شود. اين، به معناى رد و تكذيب پيامبر خدا خواهد بود.
سپس توضيح مىدهد كه مقصود طرفداران روايت عرض، اين نيست؛ بلكه مقصودشان اين است كه قرآن و سنّتِ متواتر، دو اصل شرعى اند و در آنها اختلافى نيست.
از سوى ديگر، برخى احكام، به طريق خبر واحدْ ثابت شده كه با نص قرآنى، سازگارى ندارد. در اين فرض يا بايد نص قرآنى را كنار گذارد و به خبر واحد عمل كرد و يا خبر واحد را كنار گذارد و جانب قرآن را گرفت. بىترديد بايد راه دوم را برگزيد.
وى در پايان كلام، اين گونه توضيح مىدهد كه روايات وارده در برابر قرآن، چند حالت دارد:
يك. كاملا با قرآن موافق است؛
[١]. اين رأى، به شوكانى و خطابى منسوب است. اين دو نفر، اين احاديث را موضوع و مخالف قرآن دانستهاند( مقاييس نقد متون السنّة، ص ١١٧، به نقل از الفوائد المجموعة فى الأحاديث الموضوعة، شوكانى، ص ٢٩١).