حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٣٠ - الف مصادر حديثى شيعى
مأمون، رساله را ديد، آن را خواند و خوشحال شد و دستور داد كه آن را با طلا بنويسند.
اين رساله، از اين جهت، به الرسالة الذهبية، معروف شد.
اين رساله، مورد توجّه عالمان شيعى و اهل سنّت قرار داشته و شرحهايى بر آن نوشته شده و بارها ترجمه گرديده است.[١] ٢. طبّ الأئمّة، ابنا بسطام النيسابوريان (م ٣٤١ ق)، شرح و تعليق: محسن عقيل، بيروت: دار المحجّة البيضاء و دار الرسول الأكرم، ١٤١٤ ق/ ١٩٩٤ م، ٧٦٧ ص.
در اين كتاب، روايات پزشكى ائمّه، با سلسله اسناد، گردآورى شده است. شرح و توضيحى از سوى نويسندگان بر روايات وجود ندارد و تبويب و تنظيم روشنى در آن به چشم نمىخورَد.
شارح كتاب، توضيحاتى به نقل از پزشكان و كتب آنها در پاورقىها افزوده كه سبب حجم زياد كتاب شده است.
آقاى سيّد محمّدمهدى خَرسان، مقدّمهاى بر كتاب نوشته و از كتب پزشكىِ نزد شيعه ياد كرده و گزارش كوتاهى از ابنا بسطام، بدان افزوده است.
ضمناً معلوم نيست كه شارح و تعليقهنگار، بر پايه چه نسخه و يا از روى چه چاپى، اين كتاب را منتشر كرده است.
يادآورى مىشود كه از اين كتاب، نسخههاى زير، شناسايى شده است:
- الهيات مشهد، مورّخ ٩٧٢ ق، ش ١٠٠٩؛
- مدرسه علوى، مورّخ ١٠٥٥ ق؛
- مرعشى، مورّخ ١٠٧٠ ق.
اين كتاب، پيش از اين، چندين بار به چاپ رسيده است.
[١]. بر اين رساله، بيش از بيست ترجمه و شرح نوشته شده كه برخى از آنها به چاپ رسيدهاند: ر. ك: طبّ الامام الرضا، باقر شريف القرشى، ص ١٨- ٢٠؛ فصلنامه پژوهش حوزه، ش ١٧، ص ١١١- ١١٢. قديمىترين نسخه خطّى اين رساله در كتابخانه آية اللَّه حكيم در نجف، به شماره ٣٧ نگهدارى مىشود كه در سال ٧١٥ ق، به نگارش درآمده است.