حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٤ - نقش تمدنى حديث
حديثى حديثُ أبى، و حديثُ أبى حديثُ جَدّى ....[١] آنچه اين نوشتار بدان مىپردازد، اين است كه بجز نگاه ياد شده- كه مىبايد نگاه اوّلى و اولويتدار هر مسلمان باشد-، از دو زاويه ديگر هم مىتوان به احاديث و اخبار نگريست: يكى «نگاه تمدّنى» و ديگرى «نگاه ميراثى».
مراد از نگاه تمدّنى، آن است كه ميزان تأثيرگذارىِ اخبار و روايات در تمدّن اسلامى و بَشَرى، در عرصههاى علوم، فنون، هنر، ادبيات و ديگر مظاهر تمدّن، مورد بررسى قرار گيرد.
بىترديد، مسلمانان در دورهاى نه چندان كوتاه، از تمدّنى بزرگ، برخوردار بودهاند كه بعدها تا حدودى به افول گراييده است. در بررسى علل و عوامل شكلگيرى اين تمدّن- چنان كه از قرآن و شخصيت الهى پيامبر و پيشوايان معصوم و نيز پشتكار و تلاش مسلمانان و رهبران صالح ياد مىشود-، به اين مسئله نيز بايد توجّه شود كه آموزههاى به يادگار مانده از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و اهل بيت عليهم السلام- كه متجلّى در اخبار و رواياتاند-، در اين تمدّن، چه سهمى داشتهاند؟
مع الأسف، اين نگاه، كمتر مورد بررسى و جستجو و پژوهشهاى علمى قرار گرفته است و تنها اثر مكتوبى كه در اين زمينه سراغ داريم، كتاب دكتر يوسف القرضاوى، با نام السنّة مصدراً للمعرفة والحضارة است كه حدود دهسال پيش، در مصر، انتشار يافت.[٢] به نظر مىرسد كه در هر بررسىاى در اين زمينه، به امور زير، بايد توجّه شود:
١. تعيين دقيق عرصههاى موضوعى تمدّن اسلامى، چون: علوم، فنون، ادبيات، هنر، فلسفه، تشكيلات، نهادهاى اجتماعى- سياسى و ... و زيرمجموعههاى هر يك؛
٢. تعيين دامنه تاريخى- جغرافيايىِ تمدّن اسلامى، از بدو شكلگيرى تا امروز؛
[١]. الكافى، ج ١، ص ٥٣( از امام صادق عليه السلام).
[٢]. مشخصات كتابشناختى اين اثر، از اين قرار است: السنّة مصدراً للمعرفة و الحضارة، يوسف القرضاوى، قاهره: دار الشروق، ١٤١٧ ق/ ١٩٩٧ م.