حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٢٦ - ١ محدثان
براى نشان دادن سير تاريخى و استمرار آن، سخن محدّثان، عالمان دراية الحديث، اصوليان و ديگر متفكّران اسلامى را به ترتيب تاريخى، بازگو مىكنيم؛ هرچند دعواى استقصاى كامل، در ميان نيست و تنها به ذكر نمونهها اكتفا مىشود:
١. محدّثان
ثقة الاسلام كلينى (م ٣٢٨ ق) در مقدّمه الكافى مىنويسد:
فاعلم يا اخى ارشدك اللَّه، انّه لا يسع أحداً تمييز شى ممّا اختلف الرواية فيه عن العلماء عليه السلام برأيه، إلّاعلى ما اطلقه العالم بقوله عليه السلام: اعرضوها على كتاب اللَّه فما وافق كتاب اللَّه عز و جل فخذوه و ما خالف كتاب اللَّه فردّوه، و قوله عليه السلام: دعوا ما وافق القوم فان الرشد فى خلافهم، و قوله عليه السلام:
خذوا بالمجمع عليه فان المجمع عليه لا ريب فيه.[١]
بدان اى برادرم! خداوند، تو را راهنمايى كند؛ زيرا هيچ كس را توان جدا كردن احاديث اختلافىِ نقل شده از امامان عليهم السلام نيست، مگر اين كه بر اين قاعده منقول از امام عليه السلام تكيه كند كه آنها را بر كتاب خدا عرضه بدارد؛ اگر موافقت داشت، اخذ كند وگرنه آن را كنار بگذارد و نيز بر اين قاعده منقول تكيه كند كه آنچه را با عامه موافقت دارد، خلاف آن را دريافت كند و نيز بر اين قاعده كه مضمونهاى مورد اجماع را اخذ نمايد.
شيخ حرّ عاملى (م ١١٠٤ ق)، در پايان كتاب وسائل الشيعة، ٢١ قرينه براى اعتبار حديث برمىشمرد كه نيمى از آنها به نقد متن برمىگردد، از قبيل: موافقت با قرآن؛ موافقت با سنّت معلوم؛ موافقت با ضروريات؛ موافقت با احتياط؛ موافقت با دليل عقلى؛ موافقت با اجماع مسلمانان؛ موافقت با اجماع اماميه؛ موافقت با شهرت ميان اماميه؛ موافقت با فتواى گروهى از علما و ....[٢]
[١]. الكافى، ج ١، ص ٤٩.
[٢]. ر. ك: وسائل الشيعة، ج ٢٠، ص ٩٣- ٩٥.