حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٢١ - 1 روايات عرض حديث
جالب توجّه است كه پيشوايان دين، تنها بر نقد داخلى تأكيد ورزيدهاند و از بررسى سند و نقد خارجى، سخنى به ميان نياوردهاند. البته روشن است كه اين روايتها، اصل نقد محتوايى را مورد تأييد و تأكيد قرار مىدهند و اگر در ادوار بعد، مصداقهايى بر آن افزوده گردد، اين قاعده را خدشهدار نمىكند؛ بلكه بر توسعه و تكامل اين قاعده دلالت دارد.
گذشته از اين سخنان، مىتوان نمونههايى از اهتمام به نقد متن را در عمل و سيره اهل بيت عليهم السلام نيز ملاحظه كرد كه در اين جا به مواردى از آنها اشاره مىگردد:
يك. در منابع حديثى اهل سنّت، مطلبى از ابن مسعود گزارش شده است. مردى از او پرسيد: اگر مردى با زنى ازدواج كرد، ولى برايش مهريه معين نكرد و پيش از زفاف، از دنيا رفت [چه حكمى دارد]؟ ابن مسعود چنين گفت: اين زن از شوهرش ارث مىبَرَد و بايد به وى مهر المثل پرداخت گردد. معقل بن سنان اشجعى، وقتى اين سخن را از ابن مسعود شنيد، گفت: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در باره بروع، دختر واشق- كه زنى از تيره ما بود-، چنين قضاوت كرد. ابن مسعود از اين سخن، شادمان گشت؛ زيرا معقل، به وى خبر داد كه فتوايش با فتواى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله موافقت داشت.[١] امّا امير مؤمنان عليه السلام حكم داده است كه: اين زن، ارث مىبَرَد و عدّه دارد؛ ولى مستحقّ مهريه نيست و چنين فرموده است:
لا يقبل قول اعرابى من اشجع، على كتاب اللَّه.[٢]
سخن معقل اشجعى، در برابر قرآن، پذيرفته نيست.
دكتر صلاح الدين بن احمد ادلُبى، پس از نقل اين سخن مىنويسد:
شايد مرادشان، اين آيه باشد:
[١]. سنن الترمذى، ج ٥، ص ٨٤- ٨٥؛ سنن ابن داوود، ح ٢١١٤- ٢١١٦؛ سنن النسائى، ج ٦، ص ١٢١، ١٢٣ و ١٩٨.
[٢]. بدايع المنن فى جمع و ترتيب مسند الشافعى والسنن، ج ٢، ص ٣٢٧.