حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٤٠ - الف گفتار پيشوايان دينى در اهتمام به عرض اخبار و روايات، بر قرآن و سنت قطعى
مطرح شده براى نقد و بررسى روايتها كافى است؛ امّا نمونهاى در تاريخ انسانيت براى آن يافته نمىشود. مهم، آن است كه اين قواعد، به درستى تطبيق گردند.[١] ٤. بايد پذيرفت كه در نقد متن، از دانشهاى ديگر، كمتر استفاده شده است. تجارب پزشكى، مردمشناسى و مواردى مانند آنچه از ابن خلدون آورديم، از آن جمله است.
دو. حجّيت و اعتبار نقد متن
از بررسى تاريخى انجام شده مىتوان ادّله حجّيت و اعتبار نقد متن را به عنوان يك شيوه مهم در بررسى صدور احاديث به دست آورد كه در اين جا فهرستوار به آنها مىپردازيم.
الف. گفتار پيشوايان دينى در اهتمام به عرض اخبار و روايات، بر قرآن و سنّت قطعى
اين احاديث، در سطور پيشين آورده شدند و استقصاى كاملى از منابع اين احاديث در كتب فريقين ارائه گرديد. مىتوان مدعى شد كه تأكيد پيشوايان دينى بر نقد متن، بيشتر از توجّه به سند و راويان حديث است؛ ولى متأسفانه، مسلمانان، به عكس آن رفتار كردهاند؛ يعنى با اين همه تأكيد بر عرض اخبار، بايد شاهد دهها و صدها تأليف در دورههاى مختلف تاريخ اسلامى مىبوديم كه به بحثهاى نظرى و تطبيقى آن مىپرداختند؛ امّا مع الأسف چنين نيست. پرداختن به راويان و رجال سند، با اين كه اين اندازه، مورد توجّه پيشوايان دينى نبوده، بيشتر مورد عمل مسلمانان قرار گرفته و شاهد صدها كتاب در زمينه رجال، جرح و تعديل و شاخههاى وابسته به آن هستيم.
سرّ اهتمام بيشتر به عرض اخبار به جاى نقد سند، در اين امرْ نهفته است كه بررسى سند نمىتواند جامع و مانع باشد؛ زيرا حديثسازان، با حيله و نيرنگ، مجعولات خود را به نام راويان ناشناس يا مشتهر، به خوبى رواج مىدادند و بررسى سندى نمىتواند هميشه مانع شناخْت درست از نادرست گردد؛ چنان كه گاه، حوادث سياسى- اجتماعى، سبب از
[١]. السنّة النبوية بين أهل الفقه و أهل الحديث، ص ١٥.