حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٤٩ - الف احاديث دلالت كننده بر وحيانى بودن دانش پزشكى
همين گونه است روايات مربوط به معالجه با قرآن و ادعيه.
در باره روايات درمان با داروهاى طبيعى، بهترين راه، آزمايشهاى علمى در باره آنهاست كه امروزه، كار دشوارى نيست.[١] ٧. دكتر مصطفى خضر دونمز. وى- كه مصحّح كتاب ابونعيم است- نيز بر همين رأى است:
و خلاصة القول أنّ بعض الأدوية التى أوصاها النبى صلى الله عليه و آله و سلم لبعض الأمراض، نبتت عن معرفته و تجربته الشخصيتين و لم تنشأ من المعلومات التى هى وليدة الوحى.
فليست ملزمة الزاماً شرعيّاً. و أمّا الأحاديث المتعلّقة بمبادىء الطب و ما يدخل فى المجال الحكم الشرعى، هى حصيلة الوحى.[٢]
اينك پس از گزارش اجمالى اين سه ديدگاه، در باره روايتهاى پزشكى و جايگاه آن، راه درست تحليل و ارزيابى، اين است كه نخست، ادلّه و شواهد خاص مربوط به امر پزشكى بررسى گردد و سپس ادلّه عام و كلّى (يعنى اهداف رسالت و مقاصد دين) تا بتوان در پرتو آن، رأيى را اتّخاذ كرد.
بررسى احاديث
در لابهلاى احاديث مربوط به طب، روايتى بر ديدگاه نخستْ گواهى مىدهد، يعنى امور پزشكى را بخشى از رسالت انبيا قلمداد مىكند. در مقابل، روايتهاى ديگرى به تأييد پزشكى به عنوان يكى از دانشها و تجربههاى بشرى دلالت مىكند.
حال، آيا مىتوان بر پايه اين دو دسته روايت به نتيجهاى رسيد؟ نخست، متن اين روايتها را گزارش مىكنيم:
الف. احاديث دلالت كننده بر وحيانى بودن دانش پزشكى
١. علل الشرائع،
عن الربيع صاحب المنصور: حضر أبو عبد اللَّه عليه السلام مجلس المنصور يوماً و عنده رجل من الهند يقرأ كتب الطب، فجعل أبوعبد اللَّه عليه السلام ينصت
[١]. همان، ص ٢٠- ٢١.
[٢]. موسوعة الطبّ النبوى، ج ١، ص ١١٥.