حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٨ - الف مصادر حديثى شيعى
١. آيا روايات پزشكى، با روايتهاى احكامى كه ريشه در وحى دارند، همسان است؟
٢. در صورت مثبت بودن پاسخ نخست، چه قواعدى را در فهم اين روايتها بايد معمول داشت؟
٣. در صورت منفى بودن پاسخ، اين روايتها چه جايگاهى دارند و چگونه بايد با آنها تعامل داشت؟
اين نوشتار، پس از ارائه گزارشى از مصادر حديثى مربوط به روايات پزشكى، وحيانى بودن پزشكى و احاديث پزشكى را به بحث مىگذارد و ديدگاههاى مختلف و مستندِ هر يك را به اجمالْ گزارش كرده، تحليلى اجمالى از آن ارائه مىدهد. اين نوشته، در واقع، پرسش نخست از اين سه پرسش را به بحث مىگذارد و اميدوار است كه در نوشتهاى ديگر، به دو پرسش بعدى بپردازد. بر اين اساس، مباحث اين نوشتار، در دو قسمت تنظيم شده است: مصادر حديثى روايات پزشكى و وحيانى بودن روايات پزشكى.
يك. مصادر حديثى روايات پزشكى
چنان كه گذشت، از دورههاى نخستين تدوين حديث، محدّثان، با اختصاص بخشى از كتابهاى حديثى يا تأليف جداگانه، روايتهاى پزشكى را مورد اهتمام قرار دادهاند. اين تلاشها در دو حوزه حديث شيعه و اهلسنّت، گزارش مىشود.
الف. مصادر حديثى شيعى
مصادر شيعىاى كه بخشى از آنها به روايات پزشكى اختصاص دارند، عبارت اند از:
- الفقه المنسوب للإمام الرضا عليه السلام (م ٢٠٢ ق)، باب الطب، ص ٣٤٠- ٣٤١؛
- دعائم الإسلام، نعمان بن محمّد بن الحيون (م ٣٦٣ ق)، كتاب الطب، ج ٢، ص ١٣٥؛
- السرائر، محمّد بن منصور الحلّى (ابن إدريس) (٥٤٣- ٥٩٨ ق)، كتاب الطب، ج ٢، ص ١٣٧؛