حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٣ - شاهد اول كتاب هاى تفسير اثرى شيعه و اهل سنت
با اين همه، در اين بحث تمدّنى، بايد شواهدى عينى بر تأثيرگذارى حديث به دست داد و به اين قواعد كلى نبايد اكتفا كرد.
چهارم. در پايان اين نوشتار، به تأثير حديث بر «تفسير»، به عنوان نمونهاى از يك دانش اسلامى، اشاره مىكنيم.
مىتوان گفت كه حديث، علّت مُحْدِثه تفسير به شمار مىرود، چنان كه جزو علل مُبْقيه و توسعه دهنده آن نيز هست. به تعبير ديگر، قوام و هويّت دانش تفسير، در ميان مسلمانان، به حديث، گره خورده است. شواهد اين امر، عبارتاند از:
١. كتابهاى تفسيرِ اثرى شيعه و اهل سنّت؛
٢. سخنان مفسّران نخستين، در آغاز كتابهاى تفسيرى؛
٣. نظريات پژوهشگران علم حديث، مانند: رافعى، صبحى صالح و ... در اين باره.
شاهد اوّل. كتابهاى تفسير اثرى شيعه و اهل سنّت
بررسى نخستين كتابهاى تفسيرى شيعه و اهل سنّت، نشان مىدهد كه اين كتابها، از گونه تفسيرِ اثرى يا روايى بودهاند. نخستين تفاسير شيعه عبارتاند از:
١. تفسير العيّاشى، محمّد بن مسعود بن عيّاش سُلَمى سمرقندى (م ٣٢٠ ق)؛
٢. تفسير القمّى، على بن ابراهيم قمى (م ٣٢٩ ق)؛
٣. تفسير العسكرى، منسوب به امام حسن عسكرى صلى الله عليه و آله (م ٢٦٠ ق)؛
٤. تفسير فرات الكوفى، فرات بن ابراهيم كوفى (م ٣٥٢ ق)؛
٥. تفسير النعمانى، محمّد بن ابراهيم نعمانى (م ٣٨٠ ق).
و نخستين تفسيرهاى اهل سنّت، از اين قرارند:
١. جامع البيان فى تفسير القرآن، ابن جرير طبرى (م ٣١٠ ق)؛
٢. تفسير القرآن العظيم، ابن ابى حاتم رازى (م ٣٢٧ ق)؛
٣. بحر العلوم، نصر بن محمّد سمرقندى (م ٣٧٥ ق)؛