حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٠ - تأثير حديث بر علوم اسلامى
گيرد و چون پزشكى موقوف است به تحصيل علم پزشكى، قهراً [تحصيل] علم پزشكى، از واجبات كفايى است. همچنين است فنّ معلّمى، فنّ سياست، فنّ تجارت، انواع فنون و صنايع و در مواردى كه حفظ جامعه اسلامى و كيان آن، موقوف به اين است كه علوم و صنايع را در عالىترين حدّ ممكن تحصيل كنند، آن علوم، در همان سطح، واجب مىگردد. اين است كه همه علومى كه براى جامعه اسلامى، لازم و ضرورى است، جزء علوم مفروضه اسلامى قرار مىگيرد و جامعه اسلامى همواره اين علوم را فرائضْ تلقى كرده است. علىهذا، علوم اسلامى بر حسب تعريف سوم، شامل بسيارى از علوم طبيعى و رياضى كه مورد احتياج جامعه اسلامى است نيز مىشود.
چهار. علومى كه در حوزههاى فرهنگى اسلامى، رشد و نمو يافته است، اعمّ از آن كه از نظر اسلام، آن علوم، واجب و لازم بوده و يا نه، و اعمّ از آن كه آن علوم از نظر اسلام، ممنوع بوده است يا نه؛ ولى به هر حال، در جامعه اسلامى و در ميان مسلمانان، راه خود را طى كرده است، مانند نجومِ احكامى [، نه نجومِ رياضى] و بعضى علوم ديگر.
مىدانيم كه علم نجوم تا آن جا كه به محاسبات رياضى مربوط است و مكانيسم آسمان را بيان مىكند و يك سلسله پيشگويىهاى رياضى، از قبيل خسوف و كسوف دارد، جزء علوم مُباح اسلامى است، و امّا آن جا كه از حدود محاسبات رياضى، خارج مىشود و مربوط مىشود به بيان روابط مرموز ميان حوادث آسمانى و جريانات زمينى، و به يك سلسله غيبگويىها در باره حوادث زمينى منتهى مىشود، از نظر اسلام، حرام است؛ ولى در دامن فرهنگ و تمدّن اسلامى، هر دو نجوم، وجود داشته است.
اكنون كه تعاريف مختلفى از كلمه «علوم اسلامى» به دست داديم و معلوم شد كه