حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٨٤ - 1 بهشت، زير پاى مادران
فرمود: «هميشه مواظب مادرت باش كه بهشت، همان جاست».
إنّ الجنّة تحت رجل المرأة.[١]
بهشت، زير پاى زن است.
الجنّة تحت أقدام الامّهات.[٢]
بهشت، زير پاهاى مادران است.
الزم رجلها فإنّ الجنّة تحت اقدامها.[٣]
مواظب مادرت باش كه بهشت، زير پاهاى اوست.
قال عمر: كنّا مع رسول اللَّه صلى الله عليه و آله على جبل فأشرفنا على واد فرأيت شاباً يرعى غنماً له أعجبنى شبابه، فقلت: يا رسول اللَّه صلى الله عليه و آله وأىّ شابّ لو كان شبابه فى سبيل اللَّه؟
فقال النبى صلى الله عليه و آله: «يا عمر! فلعلّه فى بعض سبيل اللَّه وأنت لا تعلم ثمّ دعاه النبى صلى الله عليه و آله فقال: يا شاب! هل لك من تعول قال: نعم، قال: من، قال: امّى، فقال النبى صلى الله عليه و آله:
ألزمها فإنّ عند رجليها الجنّة.[٤]
عمر مىگويد: با پيامبر صلى الله عليه و آله، بر بلنداى كوهى قرار داشتيم كه از آن جا بر سرزمينى مشرف بوديم. جوانى را ديدم كه چوپانى مىكند. از جوانىاش خوشم آمد. گفتم:
اى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، چه جوانى! كاش جوانىاش در راه خدا بود!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى عمر! شايد در راه خداست و تو نمىدانى».
پس پيامبر صلى الله عليه و آله، جوان را فراخواند و فرمود: «اى جوان! آيا خانواده دارى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «چه كسى؟».
گفت: مادرم.
فرمود: «مواظب او باش كه بهشت، پيش پاهاى اوست».
انّ جاهمة أتى النبى صلى الله عليه و آله فقال: إنّى اردت ان اغزو وجئت استشيرك فقال: أ لك
[١]. الطبقات الكبرى، ج ٤، ص ٢٧٤.
[٢]. كنز العمّال، ج ١٦، ص ٤٦١، ش ٤٥٤٣٩.
[٣]. همان، ص ٤٦٢، ش ٤٥٤٤٣.
[٤]. همان، ج ٤، ص ٦٠٧، ش ١١٧٦٠.