حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٧٨ - 1 ورود حديث به قيروان
- عبد اللَّه بن سعد بن ابىسرح. حديث او را ابن عبد الحكم، از عبد اللَّه بن ربيعه آورده است.
- عبد اللَّه بن عمر بن خطّاب. حديث او را مسيرة الزرودى آورده است.
- فضالة بن عبيد انصارى. دو روايت حنش، از او نقل كرده است.
- مُنَيذر اسلمى افريقى. حديث او را ابو عبد الرحمان حبلى، نقل كرده است.
- ابو زمعه بلوى.
- ابو يقظان. حديث او را ابو عشانه معافرى، نقل كرده است.[١] حسين بن محمّد شواط، نوشته است كه ٤٥ نفر از صحابه، وارد قيروان شدند كه از آن ميان، ده نفر ياد شده، در نشر و ترويج حديثْ نقش داشتهاند.[٢] نويسنده، در ادامه، به حضور دو تن از تابعيان كه نقش بسيارى در نشر حديث داشتهاند، يعنى ابو منصور فارسى و كيسان المقبرى و ده نفرى كه عمر بن عبد العزيز براى آموزش مردمان آن منطقه فرستاد، اشاره مىكند.[٣] بجز اينها، بيست تن از تابعيان، در قيروان سكونت گزيدند و ماندگار شدند و تأثير چشمگيرى در نشر حديث داشتند.[٤] در ادامه، نوبت به محدّثانِ قيروانى مىرسد كه با سفر به مشرق و آموختن در قيروان، به كار نشر حديثْ اشتغال داشتند. تعداد آنها تا نيمه قرن پنجم به ١٨٢ نفر مىرسد.[٥] وى بر اين عقيده است كه نگارش حديث در قيروان تا قرن پنجم، سه مرحله داشت:
مرحله نخست، تدوين سماعات و مرويات بود كه به صورت اجزاى حديثى يا كتابهاى كوچكْ صورت مىگرفت و تا نيمه دوم قرن دوم، ادامه داشت. پس از آن، نوبت به تصنيف جامع مىرسد و آثار مبوّب و مدوّن در حوزههاى فقه و تفسير، با تكيه بر
[١]. مدرسة الحديث فى القَيرَوان، ج ٢، ص ٤٦٩- ٤٨٠.
[٢]. همان، ص ٤٨٠- ٥٠٢.
[٣]. همان، ص ٥١٣- ٥٢٣.
[٤]. همان، ص ٥٢٣- ٥٣٥.
[٥]. همان، ص ٥٣٩ و ٥٣٩- ٧٣٤.