حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٧٣ - د باورهاى عامه و پژوهش هاى علمى
اين جاست كه فلسفه «كتمان» و «محافظهكارى» پا به ميان مىنهد. فلسفه كتمان، اختصاص به اين مسئله ندارد. عدهاى نظير اين عقيده را در باب استماع اخبار راديو و خريد و فروش آن نيز داشتند.
پس از انتشار كتاب داستان راستان، يكى از علماى خوزستان، نامهاى به من نوشت. اين مرد عالم، ضمن اين كه از اين كتاب تجليل كرده و آن را بسيار سودمند تشخيص داده بود و اعتراف كرده بود كه همه داستانها را با اصل، تطبيق كرده و درست يافته است، پيشنهاد كرده بود كه دو تا از داستانها را بردارم؛ زيرا مورد سوء استفاده واقع مىشود:
يكى داستان تقسيم كار كه مربوط به جريان تقسيم كردن پيامبر خدا كارهاى خانه را ميان حضرت امير عليه السلام و حضرت زهرا عليها السلام است. رسول اكرم صلى الله عليه و آله كارهاى بيرون را به على و كارهاى داخلى را به زهرا واگذار مىكند و حضرت زهرا در نبودن حضرت امير، بعضى از كارهاى خارجى آن حضرت را به عهده مىگيرد.
يكى ديگر، داستان «حتّى بردهفروش» كه جملهاى دارد پيامبر خدا در مذمت بردهفروشى.
اين مرد عالم، به من توصيه كرده بود اين دو داستان را در عين اين كه اصل و اساس دارد، از آن كتاب بردارم؛ زيرا داستان اوّلى، موجب سوء استفاده كسانى مىشود كه معتقدند زن مىتواند از منزل بيرون برود و داستان دوم مورد سوء استفاده مخالفان بردگى مىشود.
من منكر اين اصل كلّى نيستم كه احياناً اگر گفتن حقيقتى سبب انحراف مردم از اين حقيقت بشود، نبايد گفت؛ زيرا گفتن براى ارشاد مردم به حقيقت است، نه براى اين كه وسيله دور شدن از حقيقت بشود. البته كتمان حقايق، حرام است ....
در عين حال، من معتقدم مقصود، اين است كه مردم، حقايق را به خاطر منافع خود