حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢١ - تأثير حديث بر علوم اسلامى
اين كلمه در موارد مختلف، در معانى مختلف، استعمال مىشود كه بعضى از آن معانى از بعضى ديگر، وسيعتر و يا محدودتر است، بايد بگوييم كه مقصود از «علوم اسلامى»- كه بناست كلياتى از آن گفته شود-، همان است كه در شماره سه، تعريف كرديم؛ يعنى علومى كه به نوعى از نظر اسلام، «فريضه» محسوب مىشود و در فرهنگ و تمدّن اسلامى، سابقه طولانى دارد و مسلمانان، آن علوم را از آن جهت كه به رفع يك نياز كمك مىكرده و وسيله انجام يك فريضه بوده، محترم و مقدّس مىشمردهاند.[١] ٣. استاد محمّدرضا حكيمى در كتاب دانش مسلمين، به پنج حوزه از دانشها در ذيل عنوان «دانش مسلمين» مىپردازد. وى پس از بحثهاى تاريخى و نظرى در فصول اوّل تا ششم كتاب، در فصلهاى هفتم تا يازدهم، از اين عناوين، ياد مىكند:
ادبيات اسلام؛
شعر و هنر اسلامى؛
معارف عقلى (كلام، عرفان و فلسفه)؛
فقه، حقوق و قانون (فقه و اصول فقه)؛
حكمت عملى و اخلاق.[٢] چنان كه از اين سه سخن برمىآيد، علّامه صدر، چهارده رشته را برگزيده و بر آنها نام علوم اسلامى نهاده است، مطهّرى، دايره تعريف را بسى فراتر برده و هر دانشى را كه در جامعه اسلامى، مورد توجّه قرار گرفته و آموختن و آموزاندن آن، امرى لازم بوده، در حيطه علوم اسلامى قلمداد نموده است و استاد محمّدرضا حكيمى، گر چه در متن كتاب، از دانشهايى چند، با قيد «اسلامى» ياد مىكند، براى كتابش، نام دانش مسلمين را انتخاب كرده است.
[١]. آشنايى با علوم اسلامى، ج ١( منطق و فلسفه)، ص ١٥- ١٩.
[٢]. ر. ك: دانش مسلمين، ص ١٧٧- ٣٣٤.