حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٠٢ - 3 عدم شكل گيرى اخبارى گرى و سلفى گرى
١. محور بودن كارهاى حديثى شرقى و ايرانى
نگاه اجمالى به آثار مغاربه، نشان مىدهد كه بخش مهمى از نوشتهها و فعّاليتهاى آنان، بر محور آثار حديثى شرقى و نيز ايرانى است. شرحنويسى بر كتب حديث، استخراج رجال و شرح حال راويان برخى از كتب، تنظيم مشايخ برخى از نويسندگان كتب حديثى و نيز كارهاى ديگرى، مانند نگارش غريب الحديث يك كتاب حديثى، بر اين مطلب دلالت دارد. بررسى اجمالى كتاب تراث المغاربة- كه در آن، ١٢١٣ اثر حديثى مغربىها معرفى شده-، نشان از آن دارد كه بيش از يك سوم آثار، بر محورهاى كارىِ شرقى و ايرانى است كه اين مطلب، بر اساس جدولى كه در ادامه مىآيد، اثبات مىشود.
٢. محور بودن «الموطأ» و حديث مالك
يكى از مشخّصههاى حديثى مغربيان، پرداختن بسيار به الموطأ مالك است. چنان كه بيش از اين نيز اشاره شد، نخستين اثر شرقىاى كه بدان سامان رفت، الموطأ مالك بود كه تا سالها، مانع شكلگيرى ديگر فعّاليتهاى حديثى در آن ديار بود. از آن زمان به بعد نيز بخش قابل توجّهى از آثار مغربىها، بر محور اين كتاب بود.
در كتاب تراث المغاربة، بيش از صد اثر در باره الموطأ مالك معرفى شده كه يك دوازدهم كلّ آثار مغاربه را تشكيل مىدهد و در جدول دومى كه در پيش مىآيد، توضيح داده شده است.
٣. عدم شكلگيرى اخبارىگرى و سَلَفىگرى
در ميان فعّاليتهاى حديثى مغربىها و جريانهاى فكرى آنها، كمتر نشانى از اهل حديث يا سلفىگرى، به سان آنچه در مشرق شكل گرفت، ديده مىشود. بررسى آثار آنان نيز نشان از اين مسئله دارد.