حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٦٥ - ج نمونه هايى از عرض اخبار بر قرآن
مىنويسد:
اقول: والرواية لا توافق بظاهرها الاصول الكلّية المستخرجة من الكتاب والسنّة.[١]
مىگويم: ظاهر اين روايت، با اصول كلّىِ به دست آمده از قرآن و سنّت، سازگارى ندارد.
٦. همچنين روايت الدر المنثور در تفسير برخى از آيات مربوط به حضرت يوسف عليه السلام را مخالف قرآن مىداند:
والرواية تخالف صريح كلامه تعالى حيث يذكر انّ اللَّه اجتباه واخلصه لنفسه و انّ الشيطان لا سبيل له إلى من اخلصه اللَّه لنفسه و كيف يستقيم لمن هَمَّ على افحش معصية و انساه الشيطان ذكر ربه ثمّ كذب فى مقاله.[٢]
اين روايت، با صريح سخن خداوند، مخالفت دارد كه مىفرمايد: يوسف را برگزيده و او را براى خود، خالص گردانيد و شيطان را بر خالصشدگان الهى، راهى نيست. بر اين اساس، چگونه ممكن است كه يوسف، به زشتترين عمل دست زند و شيطان، او را از ياد خداوند، غافل گرداند و سپس دروغ بر زبان آورد.
٧. علّامه طباطبايى همچنين روايات مربوط به پيامبرى برادران يوسف عليه السلام را چنين نقد مىكند:
اقول: و فى الروايات من طرق اهل السنّة و فى بعض الضعاف من روايات الشيعة انّهم كانوا انبياء و هذه الروايات مدفوعة بما ثبت من طريق الكتاب والسنّة والعقل من عصمة الانبياء.[٣]
مىگويم: روايت اهل سنّت و برخى روايتهاى ضعيف شيعه، دلالت دارند كه آنان پيامبر بودند. اين روايتها با آنچه از قرآن و سنّت و دليل عقلى بر عصمت پيامبران اقامه شده، مردود مىشود.
٨. نيز در تفسير آيات رفع عذاب از امّت اسلامى،[٤] رواياتى را كه دلالت مىكند
[١]. الميزان، ج ٧، ص ٢١١.
[٢]. الميزان، ج ١١، ص ١٦٧.
[٣]. همان، ص ٢٥٢.
[٤]. سوره انعام، آيه ٦٥.