حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٦١ - ب بررسى مفاد روايات عرض حديث بر قرآن
گروه طرح و ترجيح تقسيم كرد؛
٢. اين روايات، از اصالت دادن به قرآن به عنوان يك مقياس و ترازو خبر مىدهند؛
٣. در اين روايتها، «كتاب اللَّه» و «القرآن»، به عنوان يك مجموع، مقياس و ترازوى سنجش است.
با توجّه به اين نكات مىتوان گفت كه مقصود از اين روايات، همسويى و ناهمسويى روايات با مجموع قرآن است و مراد، سنجش حرفى و تكمضمونى نيست؛ يعنى اين روايتها نمىخواهد بيان كند كه هر حديثى، اگر با آيهاى سنجيده شود و موافق با آن باشد، بدان اخذ مىشود و اگر مخالف باشد، طرد مىگردد؛ بلكه كلّيت قرآن را به عنوان يك مقياس، مطرح مىكند.
به سخن ديگر، جهتگيرى كلّى و همسويى كلّى اخبار با قرآن، منظور نظر است. با اين تفسير، ديگر مطابقت و موافقت جزئى اخبار با قرآن، منظور نمىگردد و ديگر جايى براى برخى ايرادها و خردهگيرىها نيز باقى نمىمانَد؛ يعنى ممكن است مضامين فراوانى در احاديث مطرح شود كه بدين صورت جزئى، در كتاب خدا نيست؛ امّا از آن سو كه با كلّيت قرآنْ ناسازگارى ندارد و يا همسويى دارد، قابل اخذ است.
شهيد سيّد محمّدباقر صدر، تفسيرى نوين از معناى موافقت و مخالفت در اخبار طرح، ارائه مىكند كه با توجّه به رأى اين مقال، بر عدم تفكيك و تقسيمبندى در روايات عرض، مىتواند به عنوان يك تفسير مقبول در تمامى اخبار عرض، پذيرفته شود. وى در سخنى طولانى مىنويسد:
مىتوان اين اخبار را به گونهاى ديگر تفسير كرد كه بر پايه آن، بسيارى از مباحث جزئى گذشته، مورد نياز نيست. آن تفسير، اين است كه بعيد نيست مراد از طرح و كنار گذاردن مخالف قرآن كريم، يا آنچه بر آن، شاهدى از قرآن در دست نيست، طرح رواياتى باشد كه با روح عمومى قرآن، ناسازگار است و همانندهايش در قرآن نيست. بر اساس اين تفسير، معناى اين روايتها چنين است كه دليل ظنّى