حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٥٥ - ب بررسى مفاد روايات عرض حديث بر قرآن
معتبر، شناسايى كنند و آن را با زبان موافقت و مخالفت با قرآن نشان دهند.[١] به سخن ديگر، در باره موافق و مخالف قرآن نمىتوان امرى جز حجّت و لاحجّت را مطرح ساخت. اگر در روايتى، مخالف قرآن را زخرف و باطل شمردهاند، يا نسبت آن را از خود سلب كردهاند، يا دستور به رد، طرد، و كنار گذاردن آن دادهاند، همين يك پيام را دنبال مىكند؛ يعنى اگر دستهبندىهاى پيشگفته را بتوان در باره برخى ضوابط و قواعد مطرح ساخت، قطعاً در باره اين قاعده صدق نمىكند.
با اين توضيح، سخن آخوند خراسانى در اين زمينه، تقويت مىشود، آن جا كه گفته است:
مع أن فى كون أخبار موافقة الكتاب أو مخالفة القوم من أخبار الباب نظراً، وجهه قوّة احتمال أن يكون الخبر المخالف للكتاب فى نفسه غير حجّة، بشهادة ما ورد فى أنّه زخرف، و باطل، و ليس بشىء، أو أنّه لم نقله، أو امر بطرحه على الجدار .... فتكون هذه الأخبار فى مقام تمييز الحجّة عن اللاحجّة لا ترجيح الحجّة على الحجّة.[٢]
با اين كه روايات مربوط به موافقت با كتاب يا مخالفت با عامه، مربوط به ترجيح دانستن، محل ايراد است، دليلش آن است كه به احتمال قوى، روايت مخالف قرآن، ذاتاً حجّيت ندارد؛ چرا كه در روايات، آن را زخرف، باطل و هيچ شمردهاند، يا فرمودهاند كه آن را نگفتهايم يا آن را به ديوار بزنيد. خلاصه اين كه اين روايات در مقام تمييز حجّت از لاحجّت است، نه ترجيح حجّتى بر حجّت ديگر.
ب. بررسى مفاد روايات عرض حديث بر قرآن
مراد از موافقت و مخالفت چيست؟ و اين دو، چه نسبتى با هم دارند؟ آيا مىتوان خبرى را فرض كرد كه نه موافق با قرآن است و نه مخالف آن؟ اينها و پرسشهايى از اين دست، در
[١]. ر. ك: كفاية الاصول، ص ٤٤٤- ٤٤٥.
[٢]. همانجا.