حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٤١ - ج اهتمام صحابه و اصحاب ائمه عليهم السلام در نقد متن
بين رفتن كتب و آثار راويان مىشده و آنان با از دست دادن مكتوبات خويش و تكيه بر حافظه، گاهى نام راوى را از ياد مىبردهاند كه بررسىهاى سندى، اين گونه احاديث را از گردونه خارج مىسازد؛ چنان كه اين اتفاق، در باره ابن عمير افتاده است.
نجاشى مىنويسد:
أخبرنا ابو العباس ... قال: صنّف محمّد بن ابى عمير أربعة و تسعين كتاباً منها كتاب المغازى.[١]
ابو العباس از ديگران گزارش مىدهد كه: محمّد بن ابى عمير، ٩٤ كتابْ تصنيف كرد كه يكى از آنها كتاب المغازى بود.
كشّى نيز مىنويسد:
و ذهبت كتب ابن أبى عمير فلم يخلص منه كتب أحاديثه، فكان يحفظ أربعين جلداً فسمّاه نوادر.[٢]
كتابهاى ابن ابى عمير، از ميان رفت و كتابهاى روايىاش نيز سالم نماند. او تنها بر پايه حافظهاش چهل جلد كتاب نوشت و آنها را نوادر ناميد.
اگر ابن ابى عمير با اين وضعيت، نام برخى از راويانش را بهياد نداشته باشد، امرى طبيعى است، با آن كه طبق علم رجال، اين احاديث مرسل است و اعتبار ندارد. نقد متن، مىتواند تكليف اين گونه احاديث را به خوبى روشن سازد.
ب. سيره و عمل پيشوايان دين در نقد متن
در ابتداى اين نوشتار، چند شاهد از امام على عليه السلام و امامان باقر عليه السلام و صادق عليه السلام آورده شد؛ يعنى امامان، بجز تأكيد قولى بر عرض، خود نيز در مواردى، سخنان منسوب را به وسيله سنجش با قرآن، كنار زدهاند.
ج. اهتمام صحابه و اصحاب ائمّه عليهم السلام در نقد متن
سومين شاهد و دليل بر حجّيت و اعتبار نقد، عمل صحابه و ياران ائمّه عليهم السلام است كه نوعاً اين عمل در پيش روى معصومان عليهم السلام رخ مىداد و آنان از آن، منع نمىكردند. به سخن
[١]. رجال النجاشى، ص ١٢، ش ٧.
[٢]. اختيار معرفة الرجال، ص ٦٢٩، ش ١١٠٣.