حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١٣٩ - رأى ما
- «من نقد السند إلى نقد المتن»، حسن حنفى، فصلنامه علوم حديث، ش ١٦- ٢١.
وى در اين نوشته، به صورت موردى، صحيح البخارى را مطالعه كرده است.
- الاصابة فى صحّة حديث الذبابة، خليل ابراهيم ملّا خاطر، مدينه: دار القبلة، ١٤٠٥ ق.
- افسانه غرانيق، فاطمه تهامى، پاياننامه كارشناسى ارشد، تهران: دانشكده الهيات دانشگاه تهران.
- پژوهشى در مورد حجامت، مصطفى حمديه، رساله دكترى، تهران: دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى.
رأى ما
نقد متن در ميان مسلمانان، پيشينهاى طولانى دارد و از سده نخست، بدان امر شده است و در دورههاى بعد نيز محدّثان و متفّكران، در لابهلاى متون حديثى، درايه، علم اصول و تاريخ، بدان پرداختهاند؛ امّا با اين همه، نواقص و كوتاهىهاى جدّىاى را در اين باره بايد پذيرفت:
١. بايد پذيرفت كه اهتمام به نقد سند، به اندازه بررسى سند و راوىشناسى نبوده است و گواه آن، كثرت كتب رجالى در ميان شيعيان و اهل سنّت است.
٢. بايد پذيرفت كه پژوهشهاى نظرى جدّىاى در باب قواعد و ضوابط نقد متن، انجام نگرفته است. هنوز بسيارى از ضوابط و قواعد ياد شده در كلام محدّثان و متفكّران، از ابهامهاى جدّى و اوّليه برخوردارند؛ چنان كه در باره حدود تأثيرگذارى اين ضوابط، نسبت آنها با يكديگر، و مرجع تطبيق دهنده نيز هيچ پژوهشى صورت نگرفته است.
٣. بايد پذيرفت كه تطبيق قواعد و معيارهاى نقد متن در مقايسه با استفاده از دانش رجال و اسناد و راويان، بسيار اندك است. كتابهاى فقهى، شاهد و گواه اين ادّعاست.
محمّد غزالى در كتاب السنّة النبوية بين أهل الفقه و أهل الحديث، معتقد است كه شرايط