حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ١١٩ - الف دوره پيش از كتابت و تدوين رسمى(قرن يكم تا قرن سوم)
و من اجل ذلك كلّ كتب الحديث تحمل الصحيح و غير الصحيح حتّى ما كان موضوعاً مكذوباً، و لم يسلم من ذلك كتاب حتّى البخارى و مسلم اللذين سمّوهما بالصحيحين.[١]
بدين جهت، تمامى كتب حديث، شامل روايتهاى درست و نادرست، بلكه ساختگى و دروغ است؛ حتّى كتاب بخارى و مسلم كه آن را «صحيح» ناميدهاند.
وى همچنين بابى را در كتابش جاى داده و تأكيد مىورزد كه احاديث را از طريق متن هم مىتوان ارزيابى كرد.[٢] به نظر مىرسد كلّيت اين رأى، قابل تأييد نيست؛ يعنى نقد متن و نقد داخلى در ميان مسلمانان، از قرون اوّليه رواج داشته و دانش رجال، پس از آن شكل گرفته است. همراه اين دانش، اهتمام به نقد متن نيز وجود داشته است كه به وضوح، قابل رديابى و پيگيرى است. البته اين امر، جايگاه بايسته خود را نيافته است كه در پايان نوشتار، بدان خواهيم پرداخت.
براى نشان دادن سير تاريخى نقد متن، مىتوان تاريخ حديث را به سه دوره تقسيم كرد: يكى دوران پيش از كتابت رسمى حديث و به تعبير ديگر، دوران غلبه نقل شفاهى؛ ديگرى دوره تدوين دانش دراية الحديث و علم اصول تا عصر حاضر؛ و مرحله سوم، دوره معاصر. در هر يك از اين سه دوره، نشانههاى نقد متن را- كه حكايت از متعارف بودن آن دارد- برخواهيم شمرد.
الف. دوره پيش از كتابت و تدوين رسمى (قرن يكم تا قرن سوم)
در اين دوره، دو محور مهم- كه بر نقد متن دلالت دارد- به چشم مىخورد: يكى، روايات عرض حديث بر قرآن و سنّت قطعى كه از پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام صادر شده و ديگرى، نمونههايى كه در ميان صحابه و ياران ائمّه عليهم السلام از اعمال اين قواعد، به يادگار مانده است.
[١]. همان، ص ٢٥٩.
[٢]. ر. ك: همان، ص ١١٤- ١١٦.